اگر اين نخستين بازديد شماست شما بايد پيش از ارسال و يا مشاهده مطالب ثبت نام
كنيد.
|
|||||||
| ثبت نام و عضویت در انجمنها | New Thread | Forum Rules | راهنمایی | لیست اعضا | تقویم | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
|
|
#21 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
مهین بزرگی ![]() تولد:1314.شروع حرفه ای دوبله: 1335.سایرفعالیتها: گویندگی حرفه ای رادیو.نقشهای شاخص: تیپ زنان با وقارو پیرزنها، پروین سلیمانی. گفت وگو با اولين دوبلور زن ايران؛ مهين بزرگى دوبله تو سرش خورده است •از پله هاى سالن اول به سمت زيرزمين برويد. انتهاى راهرو مى توانيد ايشان را ببينيد.براى ديدن اولين زن دوبلور ايران و تهيه مصاحبه به واحد دوبله صداوسيما رفتم .ذهنيت قبلى درست بود؛ اتاق هاى كوچك چوبى و رنگ هاى قهوه اى، منتظر زنى با سن و سال خود دوبله بودم و درست هم بود.زمانى كه مهين بزرگى را ديدم براى من اولين زن دوبلور در ايران كاملاً معنا و مفهوم پيدا كرد. سن و سال و سادگى و مهربانى كه در هر صحبت و هر مادرم گفتن ها هويدا بود. زنى كه مادر نبود اما از زبان تك تك فرزندانش در دوبله صحبت كرد. زنى كه با دوبله زندگى كرد و با دوبله ازدواج، زنى كه عاشق شغل و حرفه اش بود. زنى كه از ندارى هاى دوبله با آه و فغان و بعضاً فرياد صحبت مى كرد: «دوبله ما خيلى خورد تو سرش، اين دوبله، دوبله قديم نيست، يه موقعى دوبله ايران تو كل جهان حرف اول را مى زد.» دوبله مهين بزرگى در فيلم هايى چون اشك ها و لبخند ها، ملكه افريقا ،معجزه سيب و... در ذهن بسيارى از ما مانده است. •لطفا در مورد سال هاى شروع كار خودتان توضيح دهيد و تفاوت هايى را كه در كار احساس كرديد از قديم تا حالا بگوييد؟ سال ،۱۳۲۷ اولين كار دوبله ام را انجام دادم. در آن زمان از لحاظ موقعيت هاى پيشرفته تكنولوژى خبرى از امكانات حال نبود. اصلاً وسيله اى نداشتيم. قديم ها دوبله فيلم هاى خارجى بهتر از فارسى بود. چرا كه فيلم خارجى صدا روى كار بود و از صدا الهام مى گرفتيم، اما وقتى كه فيلم فارسى به دستمان مى رسيد، خوب سر صحنه صدا ضبط نمى شد و كار دوبله سنگين تر بود، به ما ديالوگى مى دادند و تكه به تكه صحنه برايمان توضيح داده مى شد و خودمان بايد همزمان با لب هنرپيشه حرف مى زديم. روى كار هاى فارسى معمولاً گوينده هاى قوى كار مى كنند و بچه هاى پرقدرت كار را در دست دارند و تفاوت هاى گوينده هاى ۴ ساله با قديمى ترين اين حرفه اينجا است كه نمايانگر مى شود و حالا بايد گفت كه يك گوينده ۴ ساله يا ۴ ماهه هرگز نمى تواند كارى مشابه يا در رده كار آقاى طهماسب يا اسماعيلى اجرا كند. فردى مثل آقاى اسماعيلى در كار دوبله و گويندگى آن قدر صاحب قدرت و سبك هست كه حتى زمانى كه فيلم خارجى را مى بيند خوب مى تواند تشخيص دهد كه چه صدايى روى شخصيت ها بايد بگذارند و يا اينكه نه بايد صدا بسازند.مثلاً در فيلمى از على حاتمى (هزاردستان) آقاى اسماعيلى در ۳ نقش رل گفتند يكى جاى آقاى انتظامى، ديگرى آقاى مرحوم فروهر، و شعبان جعفرى اما هيچ وقت بيننده اى نتوانست تشخيص دهد كه اين سه رل كار يك گوينده است و اين كار يعنى قدرت در گويندگى.ليكن در حال حاضر متاسفانه بهايى به اين توانايى در خيلى موارد داده نشده و اين توانايى كشمكش مالى هم سطح شده و از دوبلور هايى استفاده شده كه با مبلغ كم حاضر به اتمام كار بودند و در اين سال جاى قدرت و توانايى هاى فردى با وجود صاحب سبك بودن و قدمت ديرينه داشتن با پول عوض شده. كار زياد و پول كم! آيا انصاف است؟! •خودتان امروز به مقوله دوبله چه نگاهى داريد؟ دوبله يعنى دميدن روح بعد از مرگ، يعنى اينكه صدا را از فيلم مى گيريد و بعد با هنر دوبلور دوباره به فيلم جان مى دهيد. در خط هنرى اين مملكت دوبله يكى از مشكل ترين كار هاى هنرى است. مثل اين است كه من صداى شما را از شما بگيرم بعد دوباره به جاى شما صداى خودم را در قالب آن تصوير بگذارم. در صورتى كه صداى شما صداى دختر جوان است و من زنى پير هستم. نبايد صرفاً به خاطر هزينه كم دست به چنين كارى زد تا كار دچار افت و خيز شود. مشكل حاضر اين است كه به خاطر صرفاً هزينه، خيلى راحت دست به چنين كارى مى زنيم و كسى نيست بپرسد چرا؟... •از آقاى اسماعيلى صحبت شد كه جاى سه رل در هزاردستان حرف زده اند. آيا اين توانايى خاص هست يا اينكه با گذشت زمان و تمرين و ممارست هم مى توان به اين وجه از صدا سازى رسيد؟ نه! آقاى اسماعيلى صدا را مى سازند. ايشان يك هستند و تنها . ما يك آقاى اسماعيلى داريم، اسماعيلى كه همزمان سه صدا براى فروهر، انتظامى و شعبان مى سازد و بيننده هيچ وقت متوجه نمى شود. اين هنر است. •پس وظيفه مدير دوبلاژ در انتخاب دوبلور، انتخاب نقش و استعداد يابى و صداسازى كجا خودش را نشان مى دهد؟ اين وظيفه يك مدير دوبله است كه بعد از بازى دوبلور تشخيص دهد كه اين صدا براى كدام نقش مناسب است و به همين دليل هم هست كه از قديم گفته اند دوبله ايران بهترين دوبله است. ولى در حال حاضر متاسفانه اين قضيه كمرنگ تر شده و كيفيت دوبله افت كرده است. •اين وضعيت را از جانب مديران دوبلاژ مى دانيد؟ نه! يك مدير دوبلاژ بايد با هزينه پايين و كم فيلم را يك شبه تمام كند. فردى كه بايد به دوبله ضعيف معترض باشد، مدير دوبلاژ نيست، بلكه مقامات بالاتر هستند كه كار دوبله ضعيف فيلم را مى بينند و متاسفانه اقدامى نمى شود. •براى تشخيص نوع صدا و استفاده از صدا روى نقش ها ملاك ارزيابى چيست؟ توناليته صدا كاملاً مشخص است و در يك ديالوگ كوتاه حتى سلام و احوالپرسى اين توناليته گويا است. ما قديمى ها صدا را امتحان مى كرديم كه اين توناليته بايد صريح و شفاف باشد و بدون هيچ لكنت زبان و يا گرفتگى. •مشكل حال حاضر در انتخاب دوبلور چيست؟ به انتخاب صدا براى نقش هيچ بهايى داده نمى شود. دوبله حال حاضر قابل قياس با قديم نيست. در انتخاب دوبلور براى هنرپيشه هيچ وقتى صرف نمى شود. يك دوبله قديم را با دوبله جديد قياس كنيد. دوبله حال حاضر خيلى تو سرش خورده است. اگر در فيلم پيتر فالك كسى كه كلمبو را بازى مى كرد سه نقش داشته باشد و قرار در بيان و هنرنمايى اسماعيلى باشد، اسماعيلى حاضر به بيان هست اما با هزينه ويژه خودش اما چه بسا نقش به جوان تر ها داده مى شود كه با هزينه كمترى اين كار را انجام دهند، اما تفاوت فاحشى ميان كيفيت كار ديده مى شود. •نظر شما در رابطه با دوبله فيلم هاى فارسى چيست؟ خيلى ها معتقدند كه صدا بايد صداى هنرپيشه باشد و نبايد عوض شود شما چه نظرى داريد؟ خب اين براى فيلم هايى است كه قرار است در جشنواره ها به نمايش دربيايند و براى همين هم در برخى موارد ما داشته ايم هنرپيشه خوب انتخاب شده است اما صدا با نقش هم خوانى ندارد. مثلاً، در فيلمى آقاى انتظامى براى نقش شاه انتخاب مى شوند. شايد ايشان بسيار زيبا آن نقش را ايفا كنند، اما صداى آقاى انتظامى به خوبى بازى ايشان نقش يك شاه را نشان نخواهد داد، اين نقش صداى بم، همچون صداى آقاى اسماعيلى را خواهان است كه آنچنان را آنچنان تر نشان دهد كه اگر هم بازى آقاى انتظامى ضعيف بود، اين گويندگى كار را قوى تر مى كند. •آيا مشابه چنين موردى در فيلمى در خاطرتان هست؟ بله! خاطرم هست، سريالى كار مى كرديم با نام چراغ خانه يا چراغ شب كه آقاى مشايخى بازى مى كردند و من هم به همراه خانم گيتى فروهر حرف مى زدم، من بعد از اتمام كار به لندن رفتم كه گويا قرار شد جاى آقاى مشايخى هم آقاى اسماعيلى حرف بزند با مبلغ ۵۰ هزار تومان كه قبول نكردند و كسى هم حاضر نشد به جاى آقاى اسماعيلى نقش را بردارد بنابراين آقاى مشايخى قبول كردند و جاى خودشان صحبت كردند بعد از مدتى كه آمدم به مشايخى گفتم: خسته نباشى كار تمام شد؟ برگشت گفت: «نه چه خسته نباشى هر محفلى كه بودم انتقاد شده كه چرا خودتان جاى نقش صحبت نكرديد و كار را فرد ديگرى انجام داد كه حاصل خراب شده، حال غافل از آنكه اين بار خودم رل را گفته بودم.» و اين تعادل بين لب خوانى و حالت است كه مى خواست لب خوانى را حفظ كند تعادل را از دست مى دهد ولى يك دوبلور قوى اين مشكل را ندارد. •شما خودتان چه نقش هايى را براى دوبله انتخاب مى كنيد؟ زن هاى ديكتاتور و بداخلاق و پا به سن گذاشته مثل خانم پروين سليمانى و البته مسئله قابل ذكر اين است كه معمولاً دوبله قوى در قيمت بازى يك هنرپيشه هم بى تاثير نيست. خانم سليمانى در يكى از مصاحبه هاى خودشان به اين قضيه اشاره كرده بودند و چقدر براى آ دم اين گونه قدردانى ها دلنشين است و اينكه من خودم هم از جوانى به ياد دارم از صحبت كردن جاى خانم هاى سن و سال دار لذت مى بردم. در سال ۱۳۲۷ به خاطر دارم جاى مرحومه معصومه خاكيار صحبت كردم در فيلمى به نام مستى عشق و خانم كسايى هم جاى دختر جوان مسيحى صحبت مى كردند. سال ۱۳۲۷ استوديو تخت جمشيد مرحوم دكتر كوشان بودند و مرحوم سيامك ياسمى كارگردانى كرده بودند و مرحوم على اكبر كسمايى هم مدير دوبله بودند. •دوبله بخش عظيمى از هنر است و بعضى ها معتقدند سخت تر از هنرپيشگى، آيا شما با اين نظر موافق هستيد؟ بله! در فيلمى مثل محمد رسول الله كه رل آنتونى كوئين را آقاى اسماعيلى صحبت مى كردند و رل مقابل را هم خدا رحمت كند آقاى حسين معمار زاده صحبت مى كردند نقش در فضايى باز آن هم در بيابان بازى مى شد. اما آقاى اسماعيلى در اتاق كوچك (دوبله) آنچنان در بيان على را به تصوير مى كشيدند كه با گفتن «على» مو به تن بيننده سيخ مى شد خب اين فن بيان و اين شيد ايى كلام هنر كمى نيست! اين قدرت گوينده است فيلمى كه صدا را از آن گرفته و حال از دوباره به زبان عاميانه به نقش جان مى دهد. آ قاى اسماعيلى در اتاق دوبله در آن فضاى كم كنار يك ميز چهار نفره بعضاً هم بيشتر كنار هم. ۳ الى ۴ نفر هم بالاى سر آماده براى گفتن نقش بودند.آقاى اسماعيلى بايد در اين شرايط اين نقش (حمزه) را زنده مى كرد بايد ببينيد نقش آنچنانى مى شود كه بعد از گفتن نام (على) همه گوينده ها گريه مى كنند.اين كار يعنى دوبله. اين هنر قياس بين هنر هنرپيشه و هنر دوبلور است. •و الان آقاى اسماعيلى مشغول چه كارى هستند؟ ايشان ۴ سال است كه خانه نشين شده اند سر بحث هزينه و اين جاى تاسف دارد اين هنرمند با اين قدرت و توانايى ۴ سال خانه نشين شده باشد نه ايشان بلكه خانم خردمند (نيكو خردمند) چه دوبلور خوبى بودند و ژاله كاظمى عزيز كه خدايش بيامرزد در منزل ماند و دق كرد و مرد. اين هنر، صرفاً هنر نيست عشق است ما همگى عاشق كارمان هستيم. •سخت ترين دوبله اى كه انجام داده ايد؟ يكى از كارهاى سختى كه داشتيم خاطرم هست يك فيلمى دوبله مى كرديم من و آقاى منوچهر زمانى، كه من نقش كاترين بورن را مى گفتم و آقاى زمانى نقش همفرى بوگارت را صحبت مى كردند و نام فيلم هم ملكه آفريقا بود تمام بازى توى يك قايق بود كه در وسط آب گير كرده بود و تا آخر فيلم هم همانجا بود. ما رفتيم براى دوبله. وسط دوبله برق رفت، گفتند تا شب هم برق نمى آيد ما شب با دو تا شمع كار را تمام كرديم و اين فيلم در نهايت فيلم سينماهاى بالاى شهر و ركس و... شد. الان از اضافه كارى بابت دلگرمى بچه ها براى تمام كردن فيلم خبرى نيست، اگر فيلم تمام شد پخش مى شود وگرنه قطعاً فيلم تكرارى و يا فيلم با دوبله هاى ضعيف برنامه پركن خوبى است، كسى هم شكايت نمى كند!!! •مشكل را جايى هم انعكاس داده ايد؟ بله! خود من به آقاى ضرغامى و لاريجانى نيز از نزديك گفته ام. صداوسيما مجهز به ۷ تا كانال است اگر بخش ۱ _ خبر ۲ _ آگهى ها ۳_ اتفاق و يا سخنرانى آن را كنار بگذاريد و مابقى را تماشا كنيد پوشش كليه برنامه از طريق دوبله كاملاً گويا است اگر آگهى در حال پخش است باز كار دوبلور و دوبله است. اگر كار فيلم و يا مستندى در حال پخش است باز هم دوبله است اگر سريال و يا كارتونى مدنظر باشد باز هم دوبله است. پس نتيجه گيرى راحت است اغراق نيست اگر بگوييم ۷۰ درصد كل برنامه هاى آنتن را دوبله مى چرخاند اما در عوض هيچ خبرى از دوبلور نيست بهايى به حق و حقوق دوبلور و دوبله داده نمى شود. حتى جشنى هم برگزار شده و تقديرى از دوبلور نشده زحمت دوبلورها و دوبله ناديده گرفته شده است. •افرادى كه دنبال كار صدا هستند و تعداد اين جوانان نيز كم نيست قطعاً به شما مراجعه كرده اند. شما معمولاً از چه صداهايى استقبال كرده ايد و آيا براى دوبله تحصيلات خاصى هم لازم است؟ بله! به شدت استقبال زياد است. هنگامى كه به ما مراجعه مى كنند همان ديالوگ اول سلام و احوالپرسى، توناليته صدا كاملاً مشخص است. معمولاً صداهايى كه كاملاً واضح و شفاف است و كلمات را به هنگام صدا كامل ادا مى كند و دچار لكنت زبان و يا گرفتگى نيست معمولاً به راحتى جذب اين قسمت مى شوند. •پس در آن صورت همه افرادى كه صداى گيرا و شفاف دارند مى توانند در اين عرصه حضور داشته باشند؟ نه! ما نمى توانيم فيلم را با دوبلور تازه وارد شروع كنيم. نمى توانيم به همين راحتى هم اجازه كار بدهيم. خيلى از فيلم ها برنده جايزه اسكار هستند يك دوبلور مبتدى نمى تواند در آن به راحتى ايفاى نقش كند. يك فرد تازه كار ۶ الى ۷ ماه نزد افراد با تجربه در حال يادگيرى است اول رل هاى كوچك و بعد ده تا خط و به ترتيب ۵ خط و... و اگر خوب بود براى انجمن نامه مى نويسيم كه مى توانيم از اين فرد تازه وارد استفاده كنيم. •آيا شما در فيلم اشك ها و لبخندها هم صحبت كرده ايد؟ بله! من نقش راهبه كليسا بودم. •و فيلمى ديگر از كارهاى قديم كه در حال حاضر حضور ذهن داشته باشيد؟ خوب به خاطر دارم. فيلمى بود به نام معجزه سيب من به جاى «بت ديويس» كه يك سيب فروش بود صحبت كردم. يادش به خير خاطرم هست فيلمى به يادماندنى شد همه مردم گريه كردند. •آيا قبل از شروع دوبله يك فيلم سعى مى كنيد ديالوگ را مرور كنيد و خوب جاى نقش حس بگيريد؟ بله! حتماً بايد جاى نقش حس گرفت و صحبت كرد. •در راديو هم حضور داشته ايد؟ بله! اوايل كار قديم ها همزمان با دوبله در راديو نيز فعاليت مى كردم. •كدام يك برايتان شيرين تر بود؟ دوبله! دوبله انسان را پخته تر مى كند باعث مى شود انسان با موسيقى و هنر و كارگردان هاى موفق از ممالك مختلف آشنا شود. دوبله تماماً تجربه است و تجربه انسان را نيز زياد مى كند. روزنامه ی شرق در پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند را برایتان میگذارم [Only registered and activated users can see links. ]
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#22 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
عباس نباتی<O <O </O![]() ![]() تولد : 1321 ، اهواز. تحصیلات : لیسانس زبان انگلیسی . شروع حرفه ای دوبله : 1341، مدیریت دوبلاژاز1352. سایرفعالیتها : بازی دریک نمایش در1351. سریال : سرزمین گمشده ( پسر) ، شزم ( نقش اول و مدیر دوبلاژ) . کارتون : ای کیو سان ( ژنرال ) ، ساندانس کیدز( سرپرست گروه موسیقی) ، افسانه دوقلوها ( مارتین) . مدیردوبلاژ کارتونهای گربه سگ ، افسانه دوقلوها ، باخانمان ، دوردنیا درهشتاد روز( دوبله1352) ، اسپیدو فانتازیو و فیلمهای سالوادور، مرد فیل نما و... آغازمدیردوبلاژی ازتیرماه 1352 درتلویزیون 1- سینمایی بورسلینو ، 2- سینمایی روز بخیر، شب ، 3- سینمایی رابین هود ، 4- سینمایی مرد فیل نما ، 5- سینمایی کیم ، 6- سینمایی نلسون ماندلا ، 7- سریال انتقام ، 8- سریال بسوی جنوب ، 9- سریال بوژست ، 10- سریال هفت حامی ( هفت دلاور) . <O ![]() شروع حرفه ای دوبله از تیرماه 1341 نزد استاد علی کسمائی در استودیو مولن ژور: گویندگی : نقش اصلی جوان فیلم " پسران کتی الدر" به سرپرستی ایرج دوستدار، رل اول سریال " بل و سباستین" به سرپرستی خانم تاجی احمدی ، رل اول سریال " ویرجینای" دوک مک کلوربه سرپرستی اکبرمنانی ، رل اول سریال " شزم" به سرپرستی خودم ، رل اول سریال " خانواده ویال" به سرپرستی خودم ، رل اول سریال " نامزد" تونی کوئین به سرپرستی خودم ، رل اصلی سریال " سوینی" دنیس واترمن به سرپرستی خانم ژاله علو، رل اصلی سریال " ای کیو سان " ژنرال به سرپرستی پرویزنارنجیها ، رل اول سریال " بازیهای محلی" به سرپرستی خودم، رل اول سریال " آنچه شما خواسته اید" به سرپرستی حسین باغی، رل اول سریال " بدلکاران" . <O ></O >
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#23 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
ژرژ پطرسی تولد : 1323 – تهرانتحصیلات : لیسانس تئاتر از دانشکده هنرهای زیبا سال 1350 شروع حرفه ای دوبله : 1346 از سال 1382 مقیم آلمان است . ویژگی صدا : شاخص تیپ جوان های با شخصیت و با فرهنگ نقش های شاخص : سریال : تنها ترین سردار(ابوالفضل پورعرب/حرث) - هفت سنگ(اصغر همت/شریف) – مادر پرتوقع – بازی با مرگ(شکیبا) ، هزار دستان فیلم : ناخدا خورشید(علی نصیریان) – شوکران(صدای پشت خط تلفن که در یک هتل با مهندس تماس می گیرد) – جهان پهلوان تختی(گوینده متنی که روی تصاویر تختی خوانده می شود / که در این فیلم خود پطرسی را هم در استودیو نشان می دهد) کارتون : رابین هود/دوبله دوم – ماسک(نقش ماسک - با تکیه کلام : یکی جلو منو بیگیره ودر انتها یک فایل صوتی از این هنرمند نازنین [Only registered and activated users can see links. ]
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#24 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
حمید قنبری
![]() بي شك صداي جري لوييس را همه به خاطر داريم با لحني مفرح ، خنده آور و پر شور ، اين صداي مشهور و محبوب متعلق به دوبلور كهنه كار سينما ، حميد قنبري است . دوبلور كهنه كار ما و صاحب صداى مشهور جرى لوئيس نيز كه بيش از چهل پيس، حدود ده تيپ متفاوت راديويى و نزديك به شانزده اثر سينمايى را در كارنامه هنرى خود ثبت كرده همچنان راست و خدنگ گام برمى دارد! و اگر اين فراموشى كه تازگى ها به سراغش آمده، دست از سرش بردارد، به راحتى تو را رهنمون مى شود به نيم قرن پيش! سال هاى دهه ۲۰! •كارتان را چگونه شروع كرديد؟ وقتى آدم كار خودش را شروع مى كند، ذوقى در آدم به وجود مى آيد كه يك دفعه مى بيند فاصله اى ندارد تا حرفه اى شدن! واقعاً آن روز ها خودم فكر نمى كردم، يك روزى وارد گود شوم!در مدرسه هنرپيشگى كه درس مى خواندم، زنده ياد فضل الله بايگان، ما را دسته جمعى به راديو برد.بيست و چند نفر بوديم. پيسى بود كه هر كدام چند كلمه در آن حرف زديم. اولين بار بود كه راديو مى رفتم... •پرويز خطيبى هم با شما بود؟ بله، پرويز خطيبى با راديو صحبت كرده بود تا برويم آنجا و برنامه اجرا كنيم. كار را با اركستر آماده مى كرديم. برنامه فكاهى انتقادى كه خطيبى نوشته بود را اجرا مى كرديم.من هنوز كوچك بودم و سرى در سرها در نياورده بودم، اما مردم عادت كرده بودند، ساعت يازده صبح بنشينند و از راديو برنامه ها را گوش كنند... •ضبطى كه در كار نبود؟ اجرا ها زنده بود و... نه خير، آن وقت ها اصلاً ضبط نبود، ما به طور زنده اجرا مى كرديم. همين ضبط نداشتن كلى براى ما ايجاد ناراحتى و دردسر مى كرد. •زنده بودن برنامه ها كار را حساس مى كرد؟ بله، واقعاً همين طور بود. ما بايد روى گفتار و كردارمان خيلى فكر مى كرديم، مكث مى كرديم. بايد حواسمان را جمع مى كرديم، يك وقت چيزى از دهانمان درنيايد كه باعث آبروريزى شود! اين زنده بودن برنامه ها واقعاً براى ما مشكل بود و بعد كه نوار و اين ها آمد وضع فرق كرد. •و امكانات پخش؟ اصلاً با امروز قابل مقايسه نيست. يك اتاقى بود، يك ميكروفن آنجا بود كه بايد هم اركستر را مى پذيرفت، هم خواننده، هم گوينده و هم... اگر اركستر آن چنانى بود يك ميكروفن هم براى آنها مى آوردند. •شنيدم برنامه اصلى شما روز هاى جمعه بوده، سوژه هاى روز جمعه چه طور بود؟ سوژه هاى روز جمعه با ساير روز ها فرق داشت. سوژه هاى جمعه مربوط به اتفاقاتى بود كه در طول هفته روى مى داد. •اوضاع تهيه كنندگى چطور؟ آن زمان مثل امروز نبود كه تهيه كننده مشخص باشد. ما به كسى تهيه كننده مى گفتيم كه مسائل مربوط به ضبط و اين ها را ميزان كند. •از اولين افرادى بوديد كه در ايران پاپ خوانديد! شروع كار چطور بود؟ ما مى خواستيم در راديو شروع كنيم و اين سبك را رونق بدهيم. جلوه بدهيم.اولاً به شما بگويم، آهنگى نداشتيم، موزيسينى نداشتيم كه آهنگ پاپ براى ما بسازد.در به در مى گشتيم، آهنگ هايى را گير مى آورديم كه مردم ملودى آن را بپسندند. •دنبال چه نوع ملودى بوديد؟ دنبال ملودى نيمه شرقى بوديم! يك روز، وقتى خواستيم برنامه را شروع كنيم، خطيبى گفت من يك چيزى به نظرم آمده، نوار يا صفحه اى را آورد. آهنگ لاپالو ما (دو كبوتر) بود. •ويگن هم اين ترانه را خوانده... بله، يك آهنگ مشهور اسپانيولى بود.پرويز خطيبى روى اين آهنگ شعر ساخت. ما آمديم و اين ترانه را در راديو خوانديم. •و مخاطبين شما بيشتر جوان ها بودند؟ بله، مخاطبين ما همه جوان ها بودند.هفده، هجده، نوزده و بيست ساله! اولين ترانه اى كه خواندم، همان «دو كبوتر» بود.بسيار، بسيار مورد توجه مردم واقع شد.خيلى استقبال كردند. به خصوص جوان ها، بقيه مردم خيلى تو اين خط ها نبودند! نمى توان با امروز مقايسه كرد، پنجاه، شصت سال پيش بود! •اولين آهنگ دو نفره زن و مرد را شما خوانديد؟ بله، شروع آهنگ هاى دو نفرى را ما از همان وقت پى ريزى كرديم. گفتيم، اگر يك دختر و پسر بخواهند با هم بخوانند، بايد چه كار كنند! دخترى كه حاضر به خواندن شود در آن دوران بسيار كم بود. جز خانمى كه در بخش هاى آگهى راديو با من مى خواند. خانم شاهين! من و خانم ناهيد سرفراز شروع كرديم به خواندن آهنگ هاى دو نفره پاپ. بعد، مجيد وفادار كه مى گفتند «مرا ببوس» را ساخته. فرصتى نشد از او بپرسم، كى اين كار را كرد؟ براى چه اين كار را كرد؟ كار به دست «حسن گلنراقى» افتاد و او هم واقعاً هنگامه كرد! چهل سال است مردم اين آهنگ را زمزمه مى كنند. مى خوانند. متن شعرش را آنقدر دوست دارند و به چيز هاى مختلف تشبيه مى كنند. •پيش از ديدار با شما، دنبال شنيدن كار هاى سال هاى دورتان بودم! اما چيزى پيدا نكردم... خودتان چيزى داريد؟ خير، ندارم! شايد كسانى كه كلكسيون دار هستند، چيزى داشته باشند. من خودم چيزى ندارم اما بدون شك وجود دارد. •شما در هنرستان هنرپيشگى تهران هم بوديد؟ من و جعفرى مى ديديم، نصرت كريمى چهار بعدازظهر كه مى شود، مى گذارد، مى رود بيرون! گفتيم، اى بابا، اين كجا مى ره؟ تازه با اجازه هم مى رفت! من و جعفرى، خدا رحمتش كند، راه افتاديم پشت نصرت كريمى، زاغ سياهش رو چوب زديم! رفتيم، رفتيم، رفتيم، خيابان ثبت را تمام كرديم. ديديم رفت توى يك كوچه باريك كه برود لاله زار. ما تا حالا تو اين كوچه نرفته بوديم!ديديم باغ علاءالدوله است.وارد باغ علاءالدوله شديم، ديديم درى آن روبه روست. تابلويى داشت. روى آن نوشته بود: «هنرستان هنرپيشگى» گفتيم، اِه! مگه همچنين مدرسه اى هم هست؟گفتيم، برويم جلوتر.رفتيم تو حياط، زنگ زدند و همه رفتند سر كلاس. من و جعفرى از آن پشت نگاه مى كرديم! ديديم، اِه! نصرت كريمى رفته روى نيمكت نشسته... (مى خندد) خيلى خوشحال شديم، گفتيم، خب!نخش دست ما آمد! صبح روبه روى هنرستان صنعتى ايستاديم. نصرت رسيد. گفتيم سلام عليكم آقا! گفت چيه؟ گفتيم تو عصر كجا مى روى؟ گفت من يك دفعه گفتم مى رم مغازه عمويم، داداشم و اينها!... گفتم، پدرسوخته ! ما ديديم تو ديروز روى نيمكت هنرستان هنرپيشگى نشستى! گفت، خب حالا كه چى؟ گفتم، هيچى ما را هم بايد ببرى، گفت نمى توانم، دو ماه از سال گذشته و... گفتيم، هر چى شد بادابا!... •و خلاصه رفتيد سيدعلى خان نصر مدير آن و پدر خواننده مشهور «سيمين برى»، «جمشيد شيبانى» ناظم بود!... بله، بالاخره مجبور شد ما را ببرد! ناظم گفت، دير شده، دو ماه دير آمديد.گفتيم نمى شود، ما بايد بياييم!... گفتند، خيلى خب، اما ما اميدى به قبولى شما نداريم. بياييد بنشينيد مستمع آزاد! اما ما قبول شديم، من و جعفرى سال دوم را هم با نمره خوب طى كرديم. •پس از فارغ التحصيلى، اولين نمايشنامه اى كه با آن روى صحنه رفتيد، چه بود؟ دختر شاه پريون. •و لابد با اپرت! بله، آن وقت ها كار ها اپرت داشت. من بايد مى خواندم. حالا با كى؟ با بدرى هوافر كه ستاره روز بود! خب، اين هم از شانس هايى بود كه آوردم و مرا چند سال جلو انداخت. •نصرت كريمى هم فارغ التحصيل شد و آمد؟ بله، او هم آمد. كريمى به گريم خيلى علاقه داشت. شب ها ما را پاى آينه مى نشاند و هر كدام ما را به يك صورت درمى آورد! •پيش پرده خوانى هم مى كرديد؟ بله، خب مى دانيد ديگر آن وقت ها مد بود.اگر تئاترى پيش پرده نمى گذاشت، مردم نمى رفتند! يك پيش فشرده انتقادى بود. آهنگين با حركات موزون. مردم خوششان مى آمد. •من شنيدم كه اين پيس ها را اغلب با يك لباس اجرا مى كرديد! يعنى مثلاً... ابداً! ما اگر چاقوكش بوديم، لباس چاقو كشى مى پوشيديم كه الان دم دستم نيست به شما نشان دهم. براى نقش چاقوكشى، پيژامه مى پوشيديم. بعد روى بازو ها خال مى كوبيديم. مچ بند مى بستيم. موهايمان هم زياد بود، مى آورديم روى پيشانى مى گردانديم، يك سيبل نازك هم مى گذاشتيم. اين مى شد بچه چاقوكش!اتفاقاً من هم يك جا خواندم يكى از همكاران ما مى گفت: اينها هر شعرى را با همان لباس خودشان مى خواندند يا لباس فراگ مى پوشيدند. تعجب كردم كسى كه خودم او را پرورش داده ام اين را بگويد. مگر ممكن است؟مثلاً شما فكر كنيد، ما مى خواهيم راجع به لبوى داغ حرف بزنيم بعد با لباس فراگ، لباس اسموكينگ بياييم روى صحنه. •مى دانم يكى از پيس هاى مشهورى كه كار كرديد، «نادر و فتح هندوستان» است، چه نقشى در اين پيس داشتيد؟ نقش من نصرالله ميرزا، وليعهد بود. •خب! بياييد جلوتر، از روزگار حضور زنده ياد عبدالحسين نوشين بگوييد. دورانى كه در كلاس درس نوشين از او آموختيد! بله، در آن زمان، يك روز رفيع با حالتى آمد سر كلاس ما، گفت براى شما يك فكرى كردم. او هميشه دوست داشت بهترين استاد ها را براى درس دادن بياورد، خودش آدم پرى بود و هيچ عقده اى نداشت. به ما گفت من رفتم، نوشين را پيدا كردم، مى خواهم بياورم سركلاس شما. او براى اولين بار سركلاس هاى ما آمد. يك سال بود و رفت! •از حضور نوشين، از منش او و از سلوك او بيشتر بگوييد. خب، آن زمان شروع كار هاى قشنگ نوشين بود. «توپاز» را روى صحنه برده بود. مردم خيلى استقبال كردند. در كلاس ما يك سال آمد، اى كاش همه دوره ها نوشين مى آمد و همه او را مى ديدند!باور كنيد، نوشين وقتى راه مى رفت حظ مى كرديد! يك روز پاشنه كفش اش را به ما نشان داد، گفت ببينيد وقتى اين طورى راه رفتيد و پاشنه كفش تان ساييده نبود بدانيد قشنگ راه مى رويد. عين طاووس راه مى رفت! بسيار برازنده بود! ما واقعاً شانس آورديم، آن دوره را ديديم و با ايشان كار كرديم. •تدريس نوشين چه بود؟ چيز هايى را براى تمرين مى داد كه همه معلم هاى طرز بيان مى دهند، اما خب نوشين يك جور ديگر با آدم تمرين مى كرد! مثلاً «قلب مادر» را همه ياد دادند اما «قلب مادر» نوشين چيز ديگرى بود.براى تمرين متونى را هم از شاهنامه انتخاب مى كرد. بسيار بسيار تميز و قشنگ! اى كاش نوشين سال هاى سال در مدرسه تئاتر درس مى داد ولى به واسطه گرايش سياسى كه داشت همان يك سال كلاس ما آمد و بعد به شوروى رفت و...آنقدر رنگ سياسى نوشين قوى بود كه مسئولين تئاتر اصلاً پذيراى نوشين نبودند! زير فشار بودند كه حالا رفته اند يكى از سران حزب توده را آورده اند و معلم ما كرده اند. •نصرت كريمى، ايرج ساويز، محمدعلى جعفرى و مصطفى اسكويى به حزب جذب شدند، شما چطور؟ نوشين علاقه داشت بچه ها را ببرد در حزب توده. من در آن سن و سال خودم را آدم زرنگى مى دانستم و از كار سياسى هم خوشم نمى آمد. اصلاً دوست نداشتم. حزب ايرانى ها هم بودند، چند بار كوشش كردند ولى گفتم، نه! دوست ندارم.نوشين يك روز مرا به كلوپ حزب توده دعوت كرد. مراسمى بود. من در كنار ايرج ساويز، محمدعلى جعفرى، مصطفى اسكويى، رضا رخشانى و نصرت كريمى جزء شاگرد هاى خوب نوشين بودم. نوشين در كلوپ حزب توده به من گفت، تو چرا حزب نمى آيى؟ گفتم من دوست ندارم. گفت، آخه دوست ندارم چيه؟! حزب كه چيزى نيست... گفتم، چرا، شما به حزب توده وابستگى داريد. گفت، خب! درس حزب توده را كه نمى دهيم!گفتم، نه نمى دهيد، ولى اگر من بيايم، نمى توانم از شما دست بكشم! و من مى دانم سر از كجا در مى آورم! من اصلاً سياست را دوست ندارم! به خصوص حزب توده كه رنگ و بويى داشت و من بايد مى رفتم به آنجا كه نبايد مى رفتم.كلاس نوشين، كلاس پايه ما بود. او نقشه را كشيده بود و مى خواست فونداسيون ساختمان را بريزد! از چه جور نشستن روى صندلى تا بقيه كار هاى عملى را ما از او درس گرفتيم. •در كل چند تا نمايشنامه كار كرديد؟ گمان كنم بيست و پنج تا. خوب يادم نيست. •به كارنامه تئاترى شما كه نگاه مى كردم، بيش از چهل نمايشنامه در كارنامه هنرى شما ثبت شده! بله درست است. ! شما كه حالا يادتان نمى آيد! ولى من برخى از آنها را نام مى برم! «دختر شاه پريان»، «يوسف و زليخا»، «مريض خيالى»، «شاه عباس كبير»، «بازرس»، «در سايه حرم»، «ميشل استروگف»، «اشك شيطان»، «خسيس»، «محمدعلى بيك»، «آغا محمد قاجار»، «نادر و فتح هندوستان»، «انقلاب مشروطيت»، «رومئو و ژوليت»، «كين»، «مادام كامليا» و... •حالا به خاطر داريد چند تيپ راديويى ارائه داديد؟ بله، حدود ده تيپ. •چقدر تقليد در كار بود و چقدر خلاقيت؟ تيپ هاى راديويى كه بازى مى كردم، هيچ كدام تقليد نبود، همه خودساخته بود! مثلاً من نشان مى دادم كسى كه روغن تقلبى در بازار درست مى كند، مى شود ميرزعبدالغنى! •اين پرسوناژ راديويى را چه كسى بازى مى كرد؟ اكبر مشگين نقش او را بازى مى كرد. ما نشان مى داديم او نمى گذارد بچه اش درس بخواند. من براى اين بچه صدايى انتخاب كردم به نام «آقا كوچول». •اولين تيپى بود كه اجرا كرديد؟ بله، اولين تيپ بود. قبول كنيد اين تيپ ده سال به من آ ذوقه مى داد! سوژه هاى مختلفى مى شد روى آن كار كرد. صدايى كه روى آن انتخاب كردم هم صداى جالبى بود. هر تكه كلامى كه جمعه ها مى گفتم، در دهان مردم مى افتاد. •سوژه هاى انتقادى هم كار مى كرديد؟ بله، سوژه هاى خيلى عميق! سوژه ها جنبه انتقادى داشت و فقط براى خنده نبود! مى گفتيم، مثلاً اگر «كوچول» بشويد، اين طورى مى شويد. •بعد از «آقا كوچول»؟ بعد از «آقا كوچول»، «فوفول» بود.فوفولى پسر يك خانواده ثروتمند بود در حالى كه «آقاكوچول» خانواده بازارى روغن تقلبى ساز! داشت. فوفول، عزيز دردانه بود. يك عزيز جونى داشت كه خانم كاشانى نقش آن را بازى مى كرد. مى گفت: عزيز جون به من پول بده، اگر ندى الان با اين تيغ ژيلت خودم را مى كشم!عزيز جون هم مى گفت، نه قربونت برم. الان مى رم!...اين تيپ ها همگى در جامعه حضور بيرونى داشتند و... مثل ميرز جعفرخان كه يك شخصيت ادارى بود اما كار هاى ادارى را انجام نمى داد! فقط مى آمد در اداره تلفن مى كرد براى مهمانى هاى آينده اش! يك رفيقى هم داشت به نام «خان باباخان» مجيد [محسنى] نقش او را بازى مى كرد. يا مثلاً «آقاى بى حال» بود، مى گفتند، بى حال بلندشو! مى گفت، كى حالش رو داره بلند شه! رفته بود بالاى درخت، گيلاس بچينه، گيلاس ها را خورد، تمام شد. مادرش آمد گفت، قربونت برم بيا پايين. گفت، آخه چرا بيام؟ اين هشت ماه ديگه گيلاس مى ده، كى حالش رو داره بياد بالا. •از بنيانگذاران سنديكاى هنرمندان ايران بوديد، سنديكا چطور پا گرفت و... در دوره اى همه كار هايم متمركز شد در سنديكا. همه كار هاى ديگرم را رها كردم و آرزو داشتم سنديكايى تشكيل شود براى حمايت از هنرمندان در اين كشور! •و بالاخره سنديكا تاسيس شد؟ سنديكا در شهريور ۴۷ تاسيس شد. آن دوران هركسى كارش گير مى كرد مى آمد سنديكا. كافى بود سنديكا يك تذكر به تهيه كننده بدهد. •از خانم سرفراز، اولين زنى كه با او روخوانى كرديد چه خبر؟ والله، سى _ چهل سال است از ناهيد هيچ خبرى ندارم! (مكث مى كند) نه! به هيچ وجه! هيچ خبرى!... •چند تا كار سينمايى داشتيد؟ شانزده تا. آخريش «عمو نوروز» بود به كارگردانى سيامك ياسمى. • چه خبر از آقاى جرى لوئيس؟ جرى لوئيس! ديشب يك عكس جديد از او ديدم. يك آقايى اين عكس را به من نشان داد. صورت، قرمز «اين طورى!.» (سكوت _ مكث و آهسته ادامه مى دهد)واى! چه وحشتناك! واقعاً دلم سوخت. آن جوان رعناى باريك خوش تيپ قشنگ! من اصلاً پشيمان شدم كه چرا جاى «جرى لوئيس» حرف زدم! مثل اينكه مريضه، صورتش باد كرده و... •شما فى البداهه هاى جالبى روى كار هاى جرى لوئيس مى گذاشتيد، حتى بعضى از اين فى البداهه ها يك جورى بوهاى تند و تيز هم مى دهد. بله، همين طور است. ديگر شما حتماً خبر داريد فيلم هاى او كه مى آمد، اول مى آمدند سراغ من! من آن صداى خاص را روى شخصيت «جرى لوئيس» گذاشتم. حرف هاى فى البداهه هم آن وسط ها مى گفتم كه مردم مى خنديدند! هر فيلمى را كه مى آوردند من يكى دو تا يادگارى، خودم روى آن مى گذاشتم! •و از سد سانسور هم مى گذشت! بله، مى گذشت. بدون اينكه مامورين سانسور، سانسورش كنند. الان تكه ها خاطرم نيست كه براى شما بگويم. نمى دانم! چيز هاى ظريفى مى گفتم. من آن وقت ها، وقتى اين تكه ها به ذهنم مى رسيد، آنها را يادداشت مى كردم و جايگزين حرف هايى مى كردم كه خود فيلم داشت.طورى اين تكه ها را مى گفتم كه زهر آن كشيده شود و بتوانم آن جمله را تحويل مردم بدهم. مدير دوبلاژ آن زمان مرحوم دوستدار بود. •بيش از ربع قرن خانه نشينى حرف و حديث خود را دارد! اما خيلى ها با شما بودند و بعد از انقلاب ۵۷ باز هم حضور دارند. نقش پيشگان و هنرمندان قدرى كه خيلى هم معروفند. خب! ببينيد اين آدم هايى كه امروز معروفند، يك روز معروف نبودند! من آن زمان كمتر ديدم كسى با پارتى بازى و اين حرف ها جلو بيايد و پيشرفت كند. همين عزت الله انتظامى، آن زمان مودى مى گفت. مى دانيد مودى چيست؟ببينيد ديالوگ يك خطى را «مودى» مى گويند. مثلاً من و شما داريم ديالوگ مى گوييم، يكى مى آيد مى گويد: «آقا! چايى بياورم برايتان؟» به اين يك كلمه حرف مى گفتند، «مودى».آن زمان در استوديو ميثاقيه بوديم. ايشان هم تازه آمده بود و بايد همين «مودى»ها را مى گفت. •خب! داشتيد از آن فى البداهه ها در دوبله جرى لوئيس مى گفتيد. بعضى اوقات، سر تمرين ديالوگى را با بچه ها كار مى كرديم، بعد ضبط كه شروع مى شد، يك دفعه به ذهن من الهام مى شد كه بايد يك چيز خوش مزه بگويم!تا مى گفتم، سر ضبط بچه ها مى زدند زير خنده! ضبط خراب مى شد! مى آمدند مى گفتند، آقا! اين را يك خرده زودتر مى گفتى! مى گفتم، آخر من همين الان به ذهنم آمد. دوباره ضبط مى كرديم و من آن تكه را مى گفتم. براى مردم خيلى جالب بود و جالب تر آنكه من اين تكه ها را طورى مى گفتم كه قيچى سانسور به آنها نخورد و به گوش مردم برسد. به هر حال سانسور هميشه بوده. •و همه اين كارها ماندند! بله، همين طور شد. نمى خواهم بگويم حالا جاودانى! ولى ماندند! همه اين كارهايى كه ماندند با عشق بود
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#25 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
خانواده دوبلور : حسين عرفاني ، شهلا ناظريان ، مهسا عرفاني ![]() ![]() فكر نمي كنم نيازي به معرفي اين عزيزان باشد . در برنامه هاي طنزي مثل تهران ساعت 20 كه حدود 6 سال پيش پخش مي شدو برنامه هاي نظير اون اكثرا با صدا و چهره اين دوبلورهاي تواناي ايرا ن آشنا هستند . حسين عرفاني كه اونقدر جاي كاراكترهاي متفاوت صحبت كرده ، كه ادم نمي دونه كدوم رو بگه ، او هم يكي از دوبلورهايي است كه تن صدايش را براحتي عوض مي كند و به جاي كاراكترهاي مختلف صحبت مي كند . فكر كنم بهتر كارهاي اون رو به بخش هاي مختلفي تقسيم كنيم : چهره هاي شاخص و مطرح سينماي جهان : همفري بوگارت ، اينقدر قوي و توانا به جاي اين هنر پيشه بزرگ تاريخ سينما حرف زده است ، كه صدايي غير از صداي او نمي توان براي بوگارت تصور كرد . كلارك گيبل در بردبادرفته ( رد باتلر ) : بنظر من كه گويش و تن صداي عرفاني واقعا فراتر از لحن و صداي خود گيبل مي باشد . صداي آرنولد و..... چهره هاي كميك و طنز : ديدي ، در فيلم ديدي و ارثيه فاميلي (بيش از صد بار از تلويزيون پخش شده است ) بجاي هفت كاراكتر فيلم ايفاي نقش كرده و هر هفت كاراكتر رو عرفاني با صداي خودش صحبت كرده و البته در بقيه فيلم هاي ديدي نيز با همين دوبلور توانا بجاي وي سخن گفته . و باز هم گويش قوي و طنز گونه عرفاني رو بجاي كاراكتر ارنست در سالهاي اخير ديده ايم ، كه همين امر باعث جذابيت فيلمهاي ارنست در ايران گرديده است . آنونس و تبليغات : صداي عرفاني روي تبليغ پنير كالبر هر روز شنيده مي شود و.... صداي اين زوج هنرمند در يكي از شاهكارهاي تاريخ سينما براي هميشه ثبت شده و براي همه سينما دوستان شناخته شده است ؛كازابلانكا ، ناظريان به زيبايي هر چه تمام تر به جاي اينگريد برگمن و عرفاني هم با صلابت فوق العاده صدايش به جاي بوگارت سخن گفته است . چند ديالوگ با حسين عرفاني صداي همفري بوگارت اگر همفري بوگارت را بشناسيد و فيلم هاي معروف او مثل كازابلانكا را ديده باشيد، با صداي او آشنا هستيد. البته صداي خودش كه نه. صداي دوبلوري كه چنان باقيافه و نوع حرف زدن بوگارت جور است كه تصور بوگارت بدون اين صداي هميشگي ممكن نيست. دوبلور همفري بوگارت را مي شناسيد و چهره او را در برنامه هاي زيادي ديده ايد. همسرش هم در كار دوبله است و يك راهنمايي ديگر: نام همسر او شهلا ناظريان است. درست حدس زديد، حسين عرفاني. حسين عرفاني در سال ۱۳۲۱ در محله سلسبيل تهران به دنيا آمده و در دوران دبيرستان هم كار تئاتر مي كرده. كار دوبله را هم از سال ۱۳۴۰ شروع كرده يعني در سن ۱۹ سالگي و در استوديو دماوند. دوراني كه به قول عرفاني هر كسي وارد كار هنر شد ماندگار شد: «در دهه چهل و پنجاه در تمام زمينه هاي هنري چه موسيقي چه نقاشي و چه دوبله هر كسي وارد شد ماندگار شد.» اولين نقش ها را هم در «شبي در رم» و «پرفسور كم حافظه» گفته و البته نقش هاي كوچكي بودند تا اين كه كم كم عرفاني جاي خود را به عنوان يك گوينده حرفه اي باز كرد و با دوبله در فيلم هايي مثل «ويلون زن روي بام»، نقش هاي جدي تري را نصيب خود كرد. از كلارك گيبل در برباد رفته بگيريد تا همه فيلم هاي همفري بوگارت. البته او تنها در كار دوبله نماند و ديگر عرصه هاي هنري را هم تجربه كرد: «پرويزكاردان در استوديوي دوبله من را ديد و دعوت به بازيگري كرد و بعد در سريال تلخ و شيرين نقشي را به عهده گرفتم.» نقشي كه باعث شد او بازيگري را هم در كنار كار دوبله ادامه دهد و در سريال هايي مثل زيرگذر عمر و اين خانه دور است بازي كند. فعاليت او در دوبله ادامه يافت تا زمان انقلاب كه دوبله و سينما تقريبا به حالت تعطيل درآمد: «ما دوباره سراغ تئاتر رفتيم و دو سه سال كار تئاتر كرديم تا يواش يواش فيلم ساختن شروع شد و كار دوبله هم همينطور.» عرفاني درباره فضاي آن دوران مي گويد: «بعد از انقلاب فضا تغييري نكرده بود. تلويزيون فعال شده بود و بيشتر كارها در تلويزيون انجام مي شدو منحصر به تلويزيون بوديم. البته الان وضعيت فرق كرده و با رونق فيلم هاي ويديويي فيلم هاي خوبي در حال دوبله است و دوبله دارد به جايگاه اصلي خود بر مي گردد.» عرفاني جز دوبله و بازيگري، مجري گري را هم تجربه كرده اجراي او و شهلا ناظريان را در مسابقه تلاش يادتان هست؟ «تهيه كننده مسابقه تلاش، موسسه كلك خيال بود. آنها از من و خانم ناظريان دعوت كردند تا اجراي آن را به عهده بگيريم. البته اين مسابقه مجري هاي ديگري هم داشت (آقاي محب اهري و خانم منافي ظاهر، آقاي قصاب و خانم پوريامين) ولي مجري گري قسمت هاي آخر بر عهده ما بود.» عرفاني درباره وضعيت دوبله در اين روزها مي گويد: «آن وقت ها آپارات ۳۵ بود و با انگشت مجبور بوديم سه دقيقه فيلم را عقب ببريم و خيلي زحمت داشت. ولي حالا كامپيوتري و ديجيتال شدن، كارها را راحت كرده و عمل سينك كردن لب ها به راحتي انجام مي شود.» براي علاقه مندان كار دوبل |