اگر اين نخستين بازديد شماست شما بايد پيش از ارسال و يا مشاهده مطالب ثبت نام
كنيد.
|
|||||||
| ثبت نام و عضویت در انجمنها | New Thread | Forum Rules | راهنمایی | لیست اعضا | تقویم | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
|
|
#11 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
استاد احمد رسول زاده
![]() تولد : 1309 ، تبریز. شروع حرفه ای دوبله : 1332. سایرفعالیتها : بازی درتئاتراز1326 و وسینما ( دردوفیلم) از1330. ویژگی صدا: صدای پیرمردهای مهربان اما جدی و مصمم و شخصیتهای مذهبی. نقشهای شاخص : عمرمختار(آنتونی کویین) ، تابستان گرم و طولانی ( اورسن ولز) ، مردی برای تمام فصول ( ارسن ولز) ، جدال درآفتاب(لایونل باریمور) ، دکترژیواگو ( رالف ریچاردسن). مدیریت دوبلاژ: پدرخوانده ، بن هور، تابستان گرم و طولانی ، جدال درآفتاب ، وداع با اسلحه ، فراربزرگ و... ایشان در سال 1385 به پاس یک عمر تلاش هنری و سازنده به عنوان چهره ماندگار شناخته شدند ودر پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم [Only registered and activated users can see links. ]
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#12 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
بهرام زند
![]() تولد:1323، شروع حرفه ای دوبله: 1344و مدیریت دوبلاژ از1358. فیلم پدرخوانده( جیمزکان) ، شجاع دل ( مل گیبسن) ، گتسبی بزرگ(بروس درن) ، تسخیرناپذیران(رابرت دنیرو) ، رونین(رابرت دنیرو) ، این را تحلیل کن و آن را تحلیل کن ( رابرت دنیرو) ، قطارافسارگسیخته(جان وویت) ، مظنونین همیشگی(استیون بالدوین) . سریال : شرلوک هلمز( شرلوک هلمز) ، ناوارو( ناوارو) ، جنگجویان کوهستان( لین چان) ، 1-99( لسلی گراندهام). مدیردوبلاژ بسیاری از آثارموفق تلویزیون و سینما مثل سریال شرلوک هلمز ، ناوارو، سریال امام علی (ع). بهرام زند مدير دوبلاژ و دوبلور قديمي فيلمهاي مطرح سينماي جهان است كه تلويزيون بسياري از آنها را به نمايش گذاشته است. او پيش از سال 1350 فعاليت خود را در عرصه دوبله آغاز كرد و اكنون بيش از 30 سال از آغاز به كار خود در اين حرفه، نسبت به افت كيفيت دوبله و نبود حس لازم در كارهاي انجام شده، گله دارد. او به جاي هنرپيشگان مطرحي چون رابرت دنيرو، ژان رنو، بروس ويليس، جرمي برد، مل گيبسون همچنين شخصيتهاي محبوب تلويزيوني همچون «ناوارو» و «شرلوك هلمز» صحبت كرده است. بهرام زند درباره كيفيت ترجمه و دوبله فيلمها، معيارهاي يك دوبله خوب و خاطرات خود روز گذشته ، صحبتهای بسیاری داشت. او قبل از هر چیز اظهار داشت: در هيچكدام از كارهايم بهرام زند نبودم. در سريال ناوارو، ناوارو شدم. آدمي كه غر ميزند. پايين و خفه حرف ميزند، حتي در هنگام شوخي هم خيلي جدي است. بهرام زند فعاليت خود را در عرصه دوبله از سال 1350 شروع كرد که تاكنون نيز ادامه يافته است. وی از نحوه ورودش به عرصه دوبله میگوید: گويندگي را دوست داشتم . در زمان مدرسه نيز موقعي كه درس جواب ميدادم، همه ساكت ميشدند و صداي مرا گوش ميدادند. از همان دوره نوجواني حس كردم در زمينه گويندگي حرفي براي گفتن دارم. <BLOGEXTENDEDPOST> البته اصلاً فكر نميكردم صداي خوبي دارم تنها اين حسن را ازرفتار ديگران متوجه شدم كه اگر سوالي ميشد و من جواب ميدادم، همه طرف من بر ميگشتند و نگاه ميكردند. آن زمان با دوبلور خاصي آشنا نبودم. بعدها به انجمن گويندگان رفتم و آنها گفتند ورود تو به اين عرصه خيلي طول ميكشد . از طريق يكي از دوستانمان در تلويزيون به آقاي ماني معرفي شدم و در آنجا كارآموزي را شروع كردم و يك سال فقط طرز كار گويندهها را نگاه كردم.
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#13 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
حسین باغی
![]() تولد:1329، تهران. تحصیلات: فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه. شروع حرفه ای دوبله : 1355. ویژگی صدا : گوینده آنونس و فیلمهای تبلیغاتی و گفتارفیلمهای مستند. سایرفعالیتها : گویندگی فیلمهای تبلیغاتی از سال 1346، گویندگی آنونس از1350، اجرای رادیویی ازسال1363. نقشهای شاخص: سریال : کارآگاه کاستر، ارتش سری ، راه قدس(امپراطوررم).کارتون : فوتبالیستها ( گزارشگر)، نیکو(چهاردست). فیلم : غازهای وحشی( راجرمور). مرد تيزرهاي تبليغاتي ،روزي نيست كه صداي او را از تلويزيون يا راديو نشنويم . روي بخش عمده اي از تبليغات صداي او را مي شنويم و هر يك متفاوت تر از ديگري . يك نفر پشت اين همه شخصيت او مرد تيزرهاست. از صبح تا شب صدايش را مي شنويد. بهانه اين گزارش البته اين بود كه مردي با اين همه مشغله چقدر درآمد دارد اگر يك نفر « نامبر وان» مي شود بي دليل نيست. با چشم خودمان ديديم كه ۲ دقيقه بيشتر طول نكشيد، گويندگي روي تبليغ نمايشگاه خريد بهاره و دريافت دستمزد هميشه مي گفتيم آنها معجزه مي كنند، تكيه كلام هايشان را با صداي خودشان تكرار مي كرديم و تا سالها سرگرمي حلقه دوستانه، تكرار آن تكيه كلام ها و اداهاي آنها بود. تكرار صداي مورچه خوار و مورچه اي كه هميشه دنبال هم بودند و بالاخره معلوم نمي شد كدام يك طعمه است و كدام يك شكارچي، صداي سرد شخصيت هاي شرور و صداي گرم لورل و هاردي، نورمن و جري لوييس، صداي صاف و محبت آميز پيرمردان نصيحت گر و صداي رسا و مبارزه طلبانه جنگجوها و قهرمان ها. هرچه بيشتر سعي مي كرديم ادايشان را دربياوريم بيشتر به نبوغ آنها پي مي برديم، بيشتر به عمق هنري پي مي برديم كه مي توانست شرارت، نجابت، مهرباني، نفرت يا بلاهت را به قابل لمس ترين لحن ممكن ادا كند. شايد به همين خاطر هم هست كه هميشه دوست داشتيم بدانيم چه چهره اي پشت صداي اين شخصيت هاست. حسين باغي مي گويد: «معجزه اي در كار نيست. در جواني فقط عشق و علاقه بود كه ما را به تمرين تقليد صدا وا مي داشت و حاصل اين تمرين هم آن صداها بود.» باغي يكي از صاحبان صداهاي ماندگار است. يكي از دوبلورهايي است كه به چهره هاي بازيگران سريال ها و كارتون ها شخصيت مي دهد. شخصيت هايي كه به واسطه صدايشان گاه به آنها علاقه مند و گاه از آنها متنفر مي شوي. او مي گويد: «از همان دوران تحصيل وقتي وارد مدرسه مي شدم بچه ها را دور خودم جمع مي كردم و برايشان تقليد صدا و ادابازي و تيپ سازي مي كردم. آن وقت ها بعضي از افراد فاميل ما، در برنامه هاي هنري و تئاتر و سينما فعاليت داشتند و وقتي من وارد كار هنري شدم آنها نقش استاد و پيشكسوت را برايم داشتند. » اما اين كار فقط به علاقه و تمرين نياز ندارد، كار دوبلور با صدا و كلمات است و هر چيزي كه با اينها ارتباط دارد بايد دوباره آموخته شود. باغي در نوجواني و بعد از آن به سراغ موسيقي رفت و دوره رديف خواني موسيقي كلاسيك را ديد. مدتي هم موسيقي پاپ را دنبال كرد. مي گويد: «يادم هست كه نوجوانان و جوانان، آن موقع از پدر و مادرشان دوچرخه مي خواستند اما من از پدرم ضبط صوت خواستم. پدرم برايم خريد و من با خوشحالي با آن صداي اساتيد بزرگي مثل مرحوم سارنگ و محتشم، اسطوره هاي بزرگ صدا و سينما را ضبط و بارها گوش مي كردم. به تكنيك و فن بيانشان دقت مي كردم و از آنها الگوبرداري مي كردم. حالا هم از پدرم ممنونم كه آرزوي آن روزهاي مرا برآورده كرد.» آن روزهايي كه مي گويد، روزهاي نوجواني اوست، روزهايي در سالهاي دهه چهل، روزهايي كه براي بسياري شايد خيلي دور باشد. باغي سال ۱۳۲۹ به دنيا آمده و بچه محلات خاني آباد و قنات آباد تهران است. باغي دوره ابتدايي را در دبستان شريعت گذراند، بعد به دبيرستان رازي رفت. بعد از ديپلم هم زبان فرانسه را در يك كالج زبان ياد گرفت. باغي با نت و موسيقي آشنا شد و زير و بم صدا را شناخت، اما جملاتي كه ادا مي كرد از كلمات و حروفي تشكيل شده بود كه اداي هركدام تكنيك خاصي داشت. به نظر او براي رسيدن به فن بيان و گويندگي بايد به ظرافت هاي احساس گوينده اي اصلي و تكنيك اش توجه كرد و تلفيق اين دو است كه به نتيجه خوشايندي مي رسد. مي گويد كسي كه مي خواهد گويندگي كند، بايد تلفظ الفبا را دوباره بياموزد و نحوه اداي حروف را اصلاح كند، لهجه اش را هنگام اداي حروف دخالت ندهد و آنقدر تمرين كند تا بداند كه چه حالت هاي خاصي موقع تلفظ حروف در مخرج است و در كجاي دهان و بيني مي پيچد. با اين توجه به حروف به كلمه مي رسيم و بعد هم به جمله. بايد بعد از تلفيق تكنيك بيان و احساس به متن هم توجه شود. گوينده بايد دقت كند كه اين متن كمدي است يا سياسي، موزيكال است يا تاريخي و با حس و حال همان موضوع، متن را بخواند.» با همين تمرين هاست كه دوبلوري مثل باغي هم براي فيلم هايي مثل بن هور و تاراس بولبا گويندگي كرده است و هم جاي چهاردست در كارتون نيك و نيكو، هم در سريال شينگن صحبت كرده است و هم در كارتون دور دنيا در هشتاد روز، در هركدام با حس و حال و جذابيت هاي خودشان؛ گويندگي تيزرهاي تبليغاتي هم كه جاي خودشان را داشته است. او كارش را با وسواس عجيبي دنبال مي كرده است و به قول خودش بعد از اجراي هر كار، واكنش بيننده ها را در صحنه هاي مختلف زيرنظر مي گرفته است. مي گويد در تبليغ يك نوع مارك ساعت به تيپ افراد مختلف دقت مي كردم كه چطور ساعت را به دست خود مي بندند. دقت مي كردم كه يك دكتر، يك كاسب يا يك شهروند عادي چطور ساعت را به دست خود مي بندد و با اين روان شناسي ساعت را تبليغ مي كردم.» دوبلورها و گوينده هاي موفق هم مثل صاحبان مشاغل ديگر كه با اهميت دادن به مسووليت شان در حرفه شان موفق مي شوند، بار مسووليت را روي دوش خود احساس مي كنند. باغي چه در گويندگي براي تبليغ كالاها و چه در پيش پرده خواني فيلم ها، بار اين مسووليت را روي دوش خود حس مي كرده است. او در پيش پرده خواني يا خواندن ماجراي فيلم هاي بزرگي چون بن هور و تاراس بولبا در همان فضايي قرار مي گرفت كه كارگردان و نويسنده و عوامل فيلم براي ايجادش تلاش كرده بودند. مي گويد: «من بايد براي محصولي گويندگي مي كردم كه شايد توليدش ۳ تا ۷ سال طول كشيده بود، واقعاً مسووليت سنگيني بود. او از حسن بيان پيش پرده يك اثر تاريخي كه بار اديبانه اي دارد صحبت مي كند و سنگيني مسووليت كار وقتي كه مي فهمي پيش پرده را فقط بايد پيش از اكران اول بخواند، بيشتر لمس مي شود. او هنوز با خاطرات اسپارتاكوس، بن هور و سپيددندان زندگي مي كند. از اين احساس مسووليت كه بگذريم تنوع گويندگي براي شخصيت هاي متفاوت هم براي خودش جذاب و گاهي شگفت انگيز است. باغي پيشتر آنونس هاي سينمايي و پيش پرده آثار ادبي و تاريخي را مي خوانده و تاريخ مردم و ايران باستان را. بعدها وارد گويندگي كارهاي انيميشن و كارتون شده و در كارتون هايي مثل دور دنيا در هشتاد روز به جاي ريگودون و در كارتون نيكو به جاي چهاردست گويندگي كرده است. در كارتون فوتباليست ها، گزارشگر فوتبال بوده و در فيلم هاي حلال و حرام و كنت مونت كريستو و جان ساكسون و دهها فيلم ديگر هم صحبت كرده است. سريال هاي جنگجويان كوهستان و شينگن هم از كارهاي ديگر اوست. اما حالا كار متفاوتي را دنبال مي كند. مي گويد: «به كار قبلي ام برگشته ام يعني گويندگي تيزرهاي تبليغاتي.» شگفتي كار گويندگي و دوبله وقتي به وضوح حس مي شود كه بداني گاهي يك گوينده در آن واحد به جاي چند شخصيت صحبت مي كند. باغي در تيزرهاي انيميشن راهنمايي و رانندگي به جاي «سيا»، «داوود خطر» و «هومن» صحبت مي كند و در آخر هم در نقش پليس وظيفه شناس كاراكترهاي خلافكار را نصيحت مي كند. او كه درحال حاضر كارش را روي تيزرهاي تبليغاتي متمركز كرده است، يادش مي آيد گويندگي اش در نقش بابا برقي، آقاي ايمني گاز و شخصيت «پاك يادت نره» خيلي ها را به تقليد صدايش وا داشته بود. باغي مي گويد كه وقتي گوينده از پشت آن ديوار شيشه اي گويندگي مي كند و متن را بارها به طور آزمايشي اجرا مي كند، چهره اش ديدني است. او مثل بازيگر بارها حس مي گيرد و با بياني متفاوت گويندگي مي كند تا به صداي اصلي و موردنظر برسند و آن وقت است كه صدابردار ضبط اصلي را شروع مي كند. اين شيوه همه دوبلورها و گوينده ها بوده است، حتي گوينده هايي كه باغي از آنها به عنوان اسطوره هاي گويندگي ياد مي كند، گوينده هايي مثل منوچهر اسماعيلي يا جليلوند. او صداهاي آنها را جاودانه مي داند و وقتي اين صفت را براي صداي او هم صادق مي دانيم با فروتني مي گويد من در اين حد نيستم. در آن حد بودن را چه كسي بايد تشخيص دهد؟ چه كسي بايد عشق او پشت اين كار را حس كند؟ اين عشق و احساس براي تمام بيننده ها و شنونده ها قابل حس و درك است. ![]() ودر پایان یک فایل صوتی از صدای این هنرمند برایتان قرار میدهم [Only registered and activated users can see links. ]
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#14 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
معاون کلانتر کارتون معاون کلانتر قبل و بعد از انقلاب پخش می شد و خیلی از بچه های اوایل انقلاب آن را کاملا به یاد دارند. نقش معاون کلانتر با صدای ایرج رضایی از تیپ های معروفی شد که هنوز هم در حافظه خیلی ها باقی مانده، یک معاون بی دست و پا که مرتب از ماسکی و یک موش کور رودست می خورد. نقش ماسکی را مینو غزنوی می گفت و مهدی آژیر به جای موش کور حرف می زد. ![]() به جای کلانتر هم عباس سعیدی حرف می زد. مدیریت دوبلاژ معاون کلانتر را ناصر ممدوح انجام داد و عنوان بندی پایانی این کارتون را هم که یادتون هست چه طور ماسکی معاون کلانتر را سرکار می گذاشت و پرده نمایش را وقتی او داشت خودش را معرفی می کرد می کشید. معاون کلانتر هم جلوی همه تماشاچیان کنف می شد و بعد صدایش از پشت پرده می آمد که: «خدا لعنتت کنه ماسکی» و... منبع: کتاب سال سینمای ایران. اسفند ۸۴
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#15 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
گربه های اشرافی ![]() تنها دوبله ای که از ژاله علو برای کارتون والت دیزنی به یادگار مانده، نسخه ی گربه های اشرافی است. این کارتون در سال 1970 ساخته شد و در نسخه ی اصلی، فیل هریس در نقش موسیو اومالی و اواگابور در نقش دوشس حرف می زنند. سال هاست که گربه های اشرافی فقط به شکب ویدئوئی یا اخیرا سی دی موجود است. متاسفانه خانم علو جزئیات دوبله را فراموش کرده و به یاد نمی آورد که این دوبله را کی و کجا انجام داده است. با این که نسخه به جا مانده از کارتون قدیمی است و صداها تا اندازه ای نامفهوم شده، اما معلوم است که دوبله ای شایسته و جذاب دارد و صدای زهره شکوفنده به جای دوشس(مادر گربه ها) و نصرالله مدقالچی جای ماسیو اومالی به یاد ماندنی است. ژاله علو به جای خانم صاحب گربه ها حرف می زند که یک وکیل پیر دارد که عاشق موسیقی کلاسیک است و مرتب با آن ![]() می رقصد نقش این وکیل برعهده اکبر منانی بود. فیلم فصل های جذاب زیادی دارد. مثل جایی که موسیو اومالی گربه های اشرافی را به خانه اش می برد و گربه های آوازه خوان دوست اومالی آن جا هستند و موسیقی جاز می زنند و آن قدر می خوانند و پای کوبی می کنند که طبقه های خانه یکی یکی زیر پای شان خراب می شود. آخر سر هم که به طبقه پایین می رسند با سازهای درب و داغان باز هم موسیقی شان را متوقف نمی کنند. نقش یکی دو تا از گربه های ولگرد را اکبر منانی با تیپ های مختلف می گوید. منبع: کتاب سال سینمای ایران. اسفند ۸۴
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#16 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
ابوالحسن تهامی نژاد ![]() تولد: 1316 ، مدیریت دوبلاژ از1344، گوینده آنونس و نقشهای اول. نقشهای شاخص : فیلم : بانوی زیبای من ( رکس هریسن) ، آخرین غروب ( جوزف کاتن) ، ظرف عسل ( رکس هریسن) دکترژیواگو( آلک گینس ) ، آوای موسیقی( کریستوفرپلامر)، ال سید ( خوزه فرر) ، حرفه ای ها ( جک پالانس) ، وداع با اسلحه ( ویتوریو دسیکا) ، گوینده تیپ روستایی لاندوبوزانکا و...مدیریت دوبلاژ: این گروه خشن ، این فرارمرگبار، تعقیب ، حرفه ای ها ، چه کسی از ویرجینیا ولف می ترسد؟ و... يكي از صداهاي بسيار شاخص ، يك روح و انرژي خاصي هميشه در صداي وي نهفته . براي يادآوري صداي ايشان بهترين مثال صداي كاپيتان در فيلم آوای موسیقی که در ایران با نام اشکها ولبخندها اکران و به نمایش گذاشته شد و اين مصاحبه اي از ايشان ( نقل از فروم گفتمان ) دبيرستان من دارالفنون بود، در ميدان توپخانه مدرسه اي كه ما در آن مدام نمايش اجرا مي كرديم. پله اول همين جا بود. چيزي كه باعث شد مسير زندگي ام تغيير كند. من به طور حرفه اي با عشقي زياد نمايش را دنبال مي كردم و به زودي به عضويت گروه هاي آماتور درآمدم. حتي انگيزه من بعد از اتمام سال پنجم دوران متوسطه براي ادامه تحصيل در سال ششم و انتخاب رشته همين بود. من دنبال رشته ادبي رفتم و ديپلم ادبي گرفتم. درباره صدا حرف نزديد. مي رسيم به آنجا. در حين آشنايي با گروه هاي نمايش آماتور در اواخر دهه 30 من دبيرستان را تمام كردم. من رفيق نزديك آقاي پرويز والي زاده برادر همين منوچهر والي زاده دوبلور بودم. ايشان شاعر بود، فعاليت هنرپيشگي هم داشت. بعد از اينكه با گروه ايشان چند نمايش را به طور حرفه اي اجرا كرديم اوضاع جدي شد. اگر به روزنامه اطلاعات آن سال ها مراجعه كنيد، دو يا سه گزارش تمجيد آميز درباره نمايشنامه هاي ما در آن نوشته شده. سابقه آشنايي و كار با گروه تئاتر تهران چه زماني پيش آمد؟ در همان سال ها در آزمون پذيرش هنرجو براي تئاتر تهران شركت كردم. آقايي به نام دكتر فتح الله والا، تازه كار تحقيق و تحصيل خود در رشته تئاتر را در كشورهاي فرانسه و انگليس تمام كرده بود و مي خواست در تئاتر تهران كار آموزش باهنرجويان تازه كار را شروع كند. در آزمون ورودي، خود دكتر والا با چند بازيگر صاحبنام مسوول برگزاري امتحان بودند و بايد يا يك شعر را دكلمه مي كردي يا يك قطعه را به صورت پانتوميم اجرا مي كردي. من به همراه دوست عزيزم چنگيز جليلوند با بهترين نمره قبول و وارد گروه شديم، منتهي چنگيز چون چهره بهتري داشت نقش هاي جوان را اجرا مي كرد و من به خاطر فيزيك چهره ام، نقش هاي ميانسال و آدم هاي پير را بازي مي كردم. تمام اين بازي ها در تئاتر تهران اجرا مي شد. بالاخره رسيديم به صداي شما. لابد به همين دليل بودكه انتخاب شديد. به هر حال بي تاثير نبود. اما گفتم كه من از همان اول پيرمرد شدم! خانواده راضي بودند؟ اكثر خانواده ها در آن زمان با سينما و تئاتر مشكل داشتند، مثل پدر من كه شديدا با سينما مخالف بود. من به صورت پنهاني آن را دنبال مي كردم وبا توجه به دوري مسير دبيرستان دارالفنون و عدم ارتباط با بچه محل ها هيچ كس متوجه من نبود و من با خيال راحت به كارم ادامه مي دادم، در آن موقع فقط من از محلمان به دارالفنون مي رفتم، بقيه بچه محل ها در همان حوالي تحصيل مي كردند و از اين بابت كسي مزاحم نبود تا راپرت ما را به خانواده ام بدهد. چه عاملي باعث شد شما از سمت نمايش و تئاتر به سوي دوبله كشيده شويد؟ هميشه به اتفاق چنگيز جليلوند به سينما مي رفتيم. همان زمان ها هر دوي مامتوجه شده بوديم كه صداي خوبي داريم و مي دانستيم كه براي دوبله فيلم هاي جديد امكانات دوبله وارد ايران شده و كار دوبله آن فيلم ها در داخل انجام مي شود. بنابراين چند بار از كنعان كياني خدا بيامرز درخواست كرديم كه ما را با خود به استوديو دوبله ببرد چون متوجه شده بوديم او در زمينه دوبله فعاليت دارد ولي او هم دايم قول مي داد و اجرا نمي كرد. چرا؟ شايد دلش نمي خواست... تا اينكه يك روز يكي از بازيگران مشهور فيلم هاي فارسي به شوخي به ما گفت كه كنعان دودستي ميز دوبله را چسبيده و مي ترسد شما را ببرد آنجا و رقيبش بشويد! بعد هم به ما آدرس استوديو آژير فيلم را داد و گفت فردا راس ساعت 10 آنجا باشيد. اين موضوع مربوط به سال 1337 مي شود. فرداي آن روز به استوديو رفتيم و بعد از صحبت با ژوزف واعظيان مدير استوديو آژير فيلم با ماهي 250 تومان حقوق قرارداد بستيم تا در قسمت دوبلاژ آنجا فعاليت كنيم. همان لحظه بعد از قرارداد حسين مدني، مدير دوبلاژ را صدا كرد و ما را به او معرفي كرد تا با او همكاري كنيم. منظورتان حسين مدني طنزنويس معروف است؟ بله، حسين مدني نويسنده را مي گويم كه در آن زمان با كتاب هاي اسمال در نيويورك و شب نشيني در جهنم معروف بود. او در آن زمان در فيلم قاصد بهشت بازي كرده بود و ضمنا مدير دوبلاژ استوديو هم بود. مدني ما را به معاونش هوشنگ مرادي معرفي كرد و كار ما شروع شد. استوديو دوبله در قسمت زيرزمين آژير فيلم بود. در واقع در قسمت بالا كارهاي فيلمسازي را انجام مي دادند و در مواقع بيكاري از زيرزمين به عنوان استوديو صدا استفاده و فيلم دوبله مي كردند. اولين فيلمي كه دوبله كرديد يادتان هست؟ زياد يادم نيست، ولي الان كه دقيق تر فكر مي كنم اولين فيلم يك فيلم هندي بود كه نمي دانم جاي چه كسي حرف زدم، ولي نقش كوچكي بود ولي چنگيز نقش بيشتري داشت و نقش يك پليس را صحبت كرد؛ به هر حال اولين كار ما بود. پس باز هم به نفع آقاي جليلوند؟ بله. از اين دوره كاري در دوبله چه برداشتي داشتيد؟ كار دوبله يك شاخه از هنرپيشگي است و شما بايد خصيصه اصلي يعني هنرپيشه بودن را در وجود خود داشته باشيد تا در كار دوبله موفق شويد. صدا آنچنان براي دوبله ملاك نيست، بايد جوهره هنري و ذاتي را براي ارايه و از عهده برآمدن نقش ها داشته باشيد و بتوانيد با فرو رفتن در حس و جلد بازيگر فيلم لحظه هاي شادي و غم و هيجان را به بهترين نحو ارايه دهيد و ما از همان روز اول كار شروع كرديم به نظر دادن و عوض كردن ديالوگ ها، طوري كه بعد از 2 سال سابقه كار و تجربه اندوزي، چنگيز جزو گويندگان درجه يك شد و من هم مدير دوبلاژ شدم. چطور به اين سرعت به مديريت دوبلاژ رسيديد؟ استعداد و علاقه زيادي داشتم. شما اگر هر كاري را با عشق شروع كنيد 100 درصد در آن كار به موفقيت هاي بزرگي مي رسيد و براي من هم همين اتفاق افتاد. اولين فيلمي كه مديريت دوبلاژ آن را به عهده داشتيد كدام فيلم بود؟ اولين فيلمي كه مديريت دوبلاژ را به عهده داشتم فيلمي به نام تپه عشق از ساخته هاي ساموئل خاچيكيان بود. البته بعدها ياد آن مرحوم نماند كه من اين فيلم را دوبله كردم و مديريت دوبلاژ اين فيلم در كتاب تاريخ سينماي ايران به نام آقاي هوشنگ مرادي نوشته شده است. كاردوم من هم فيلم در جست وجوي داماد بود كه در استوديوي آژير فيلم ساخته شد كه آنونس آن فيلم نيز از اولين آنونس هاي من بود. خيلي جالب است كه از تئاتر و نمايش و دوبله به گويندگي آنونس مي رسيم. انگار كه شما در اين مسير كه مي آمديد به تمام رشته ها سرمي زديد تا به هدف خود برسيد. البته علاقه به گويندگي آنونس ازدوره دبيرستان در وجود من بود. سينما كه مي رفتم وقتي آنونس فيلم ها را به زبان انگليسي مي ديدم بعضي ازآنها از لحاظ جذابيت آنقدر روي من تاثير داشت كه بعضي از كلمات انگليسي آن را حفظ و دايم با خودم تكرار مي كردم. البته آنونس ها و تبليغات به زبان هاي مختلف ارايه مي شد، يكي هندي بود، آن ديگري ايتاليايي و اكثرا هم انگليسي. از همان زمان حس مي كردم كه من اين كار را مي توانم به صورت حرفه اي انجام دهم و بعدها كه وارد استوديو آژير فيلم شدم وبه دانشكده زبان و ادبيات انگليسي رفتم، از سال دوم دانشكده كار آنونس را به صورت حرفه اي شروع كردم. در آن زمان كه گويندگي آنونس را شروع كرديد آيا شخص ديگري به طور حرفه اي آن كار را انجام مي داد؟ به صورت حرفه اي كه نبود اما كساني بودند كه مي گفتند مثلا مرحوم ياسمي فيلم هاي خودش را مي گفت. آقاي عطا الله كاملي بودند، منوچهر نوذري نيز بود و چند دوست ديگر، ولي هنوز راهي يا روشي به صورت حرفه اي براي گفتن آنونس پيدا نشده بود. براي گفتن آنونس از چه روشي استفاده مي كرديد؟ با توجه به آشنايي ام با زبان انگليسي يا متن آنونس ها را ترجمه مي كردم و مي گفتم يا خودم متن آنونس را مي نوشتم. سعي مي كردم از متن هاي جذاب و هيجان آوري كه با داستان فيلم ارتباط داشته باشد استفاده كنم و با آب و تاب آن را مي خواندم، طوري كه در كوتاه ترين زمان بزرگترين پيام را برساند و همين طور ادامه دادم. ظرف يك سال ديگر بيشتر آنونس ها را من مي گفتم و صاحبان فيلم و سينما از استوديوهاي مختلف دنبال من مي آمدندو از صدايم در آنونس فيلم هايشان استفاده مي كردند، به قول معروف ديگر كار ما گرفته بود! بيشتر كار آنونس مي كرديد يا دوبله؟ من آنونس و دوبله رابا هم دنبال مي كردم. علاوه بر آنونس در بيشتر فيلم هاي معروف آن دوره دوبله كار كردم و نقش هاي مهمي را حرف زدم. مي شود به بعضي از اين نقش ها اشاره كنيد؟ خب، بيشتر جاي هنر پيشه هاي معروف نقش اول ايتاليايي و فرانسوي حرف زده ام.در فيلم معما به جاي گاري گرانت، 55 روز در پكن به جاي ديويد نيون، در كازينو رويال به جاي جيمزباند، در چندين فيلم معروف ويتوريودسيكاو همچنين تمام فيلم هاي لاندابوزانكا و در فيلم هاي اوليه شون كانري و فيلم هاي بن هور والسيد و اكثر فيلم هاي ايراني كه مي شود به جاي نقش هاي بهمن مفيد و حسين سرشار اشاره كرد. در فيلم بانوي من به جاي ركس هريسون حرف زدم و در اشك ها و لبخندهاي معروف جاي آن نقش كاپيتان صحبت مي كردم. نوع و لحن صداي شما يك طنز بخصوص به همراه دارد، آيا مخصوصا با اين لحن صحبت مي كنيد؟ فيلم كمدي باشد طنز را رعايت مي كنم، ولي توجه داشته باشيد در كار تئاتر و سينما از جدي ترين كار شايد بشود به عامل طنز به چشم يك نجات دهنده نگاه كرد. طنز يكي از عوامل موثر نجات كار دراماتيك است، شما سنگين ترين كارهاي شكسپير را هم كه ببينيد در گوشه اي از آن طنزي گنجانده شده است كه يا به صورت دلقك است يا در صحبت و ديالوگ با لهجه خاصي است و اين نكته دقيقا به خاطر تماشاگر رعايت شده است، چراكه خود شكسپير هم هنرمند تئاتر بود و مي دانست تماشاگر نمي تواند دو ساعت مداوم يك كار دراماتيك را تحمل كند و اين نكته را رعايت مي كرد. من به خاطر آشنايي با زبان انگليسي در تمام متون ترجمه دنبال اين رگه طنز بودم و آن را در متن مي گنجاندم، حالا چه در آنونس چه در دوبله. در آن زمان با كدام استوديوهاي دوبله فعاليت داشتيد و امكانات آنها در چه حدي بود؟ در اول كار همان طور كه اشاره شد با استوديو آژير فيلم شروع كرديم كه متاسفانه اين استوديو بعدها به علت اختلاف مالكان آن تعطيل شد و به استوديو دماوند رفتم كه از نامدارترين استوديوهاي دوبله بود و در اين استوديو با استاداني چون ايرج دوستدار، عطا كاملي و دوستاني چون احمد رسول زاده و پرويز بهرام كار مي كردم كه البته امكانات آن زمان دوبله خيلي بد و پيش پا افتاده بود. خريدن دستگاه هاي خارجي هزينه بالايي داشت، بنابراين در اكثر استوديوها از ابزار و دستگاه هاي ايراني استفاده مي شد. البته در استوديو دماوند اوضاع فرق مي كرد و تمام دستگاه ها آلماني و از نوع بهترين بود. البته بايد به استوديو شهاب هم اشاره كنم كه دستگاه هاي خوبي داشت. خود من بعدها صاحب دو استوديو شدم و فعاليتم را در استوديوي خودم انجام مي دادم. منظورتان كدام استوديوهاست؟ بعدها در استوديو البرز با آقايان هوشنگ كاوه و مرتضي عسگراوقلي شريك شدم. بعد هم بعد از گذشت مدتي از آنها جدا شدم و در استوديو پاسارگاد با حسين رحيمي شريك شدم. در همان زمان با دوست عزيزم ايرج گل افشان سينما چرخ فلك را به صورت شريكي خريديم و يك مدتي هم كار سينماداري را دنبال كردم و در كار واردات فيلم از كشورهاي لبنان و ايتاليا و هنگ كنگ بودم تا اينكه در سال 1352 ماجراي مهاجرت خانواده ام پيش آمد و آنها را به استراليا انتقال دادم و بعد خودم نيز به آنها پيوستم. اين بحث مهاجرت به استراليا چگونه پيش آمد؟ در سال 1352 خانواده ام را به استراليا، انتقال دادم تا علاوه بر زندگي در آنجا بچه هايم بتوانند در آنجا تحصيل كنند. البته در آن اوايل خودم در تهران ماندم و به كارم ادامه دادم و در طول سال 2 يا 3 بار براي خريد فيلم به بيروت و لبنان و هنگ كنگ يا هندوستان مي رفتم و از آنجا نيز سفري به استراليا مي كردم و به خانواده سر مي زدم و در راه برگشت سفارش فيلم هايي را تحويل مي گرفتم تا اينكه جريان انقلاب پيش آمد و بعداز انقلاب وضعيت خريد و فروش فيلم تغيير كرد و شرايط نمايش فيلم عوض شد و من ديگر نتوانستم فعاليتي در اين زمينه داشته باشم و با شروع جنگ، سينماها از رونق افتادند و من كم كار شدم و به خاطر سن پايين بچه ها و ادامه تحصيلشان ناچار شدم به استراليا بروم و پيش آنها بمانم. طي سال هاي اقامت در شهر ملبورن چندين شغل عوض كردم و كارهاي سختي داشتم. مثلا از ساعت 4 صبح تا 8 شب در كتابفروشي خودم كار مي كردم مدتي هم در اداره پست ملبورن مشغول خدمت شدم و به سرپرستي رسيدم... اما بالاخره برگشتم. چه جرياني باعث شد كه به فكر بازگشت بيفتيد؟ بعد از 2 سال كار در اداره پست شهر ملبورن به سرپرستي اداره رسيده بودم ولي بحث مديريت مثل اينجا نبود. بايد كار مي كردي و بسته هاي 10 كيلويي و 5 كيلويي را تمبر مي زدي. يك روز با خودم فكر مي كردم و ياد خاطرات قديم افتاده بودم و با خودم مي گفتم تو كه مي خواستي پستچي بشي يا تمبرفروش، خب تو همان مملكت خودت پستچي مي شدي! با توجه به اينكه در همان اوايل جواني صاحب درآمد خوبي شده بودم نتوانستم طاقت بياورم و با ايرج گل افشان كه براي ديدار برادرش به استراليا آمده بود در سال 1372 به ايران بازگشتم و كار اصلي خودم را شروع كردم. وقتي به ايران بازگشتيد و كار خود را شروع كرديد، چه حسي داشتيد؟ وقتي برگشتم مستقيم به همان استوديو پاسارگاد رفتم و با شريك سابقم حسين رحيمي شروع كردم. يك روز در همان اوايل در استوديو نشسته بودم و تلويزيون روشن بود. آنونسي در حال پخش بود كه خودم از شنيدن صداي گوينده آن بهت زده شدم و از يكي ازدوستانم پرسيدم: حسن من اين آنونس را كي گفتم؟ جواب داد: اينكه تو نيستي، جواني است به نام حسين باغي. چنان مات و مبهوت بودم تارحيمي جريان را تعريف كرد. كدام ماجرا؟ بله در تمام سال هاي گذشته كه من در استوديو پاسارگاد فعاليت آنونس داشتم هر آنونس را در يك كتابچه يادداشت مي كردم و اين كتابچه ها بعد از تكميل شدن در استوديو به صورت آرشيو نگهداري مي شدند تا مثل يك مرجع از آنها استفاده شود. بعدها كه من سهم خودم را از استوديو به حسين رحيمي - شريكم- واگذار كردم و به استراليا رفتم، يك روز جواني به رحيمي در استوديو مراجعه مي كند تا آنونس بگويد و رحيمي نيز اين كتابچه ها را به آن جوان مي دهد و بيشتر آنونس ها با صداي من را روي ريل ضبط مي كند و به ايشان مي دهد تا در خانه تمرين كند و آن جوان آنقدر تمرين مي كند تا بتواند مثل من و با تقليد صداي من آنونس بگويد كه ظاهرا هم موفق مي شود. چنان تقليد كرده بود كه من خودم هم متوجه نشدم! يعني هيچ اعتراضي به او نكرديد؟ نه، به هيچ عنوان. باغي جوان با استعدادي است و هوش بالايي دارد، ضمن اينكه مي توانست اين استعداد را در وجود خودش به كار بگيرد و خودش باشد، اگرچه اين روزها همين كار را مي كند ودر مسير خودش افتاده است. براي آخرين سوال مي خواهم از مقوله هنر و كار شما بيرون بيايم و از زندگي خصوصي و فرزندانتان بپرسم. تحصيلات آنها در چه حدي است؟ من داراي دو دختر و يك پسر هستم. پسرم ليسانس الكترونيك گرفته و در رشته خود مشغول است. دخترانم نيز در رشته ارتباطات و روزنامه نگاري تحصيل كرده اند. ضمن اينكه دختر بزرگم مدير يكي از بخش هاي راديو استرالياست و هفته اي يك ساعت نيز برنامه اجرا مي كند. در يكي از روزهاي پاييزي 1993 ملبورن گوشه اداره پست نشسته بودم و رفته بودم توي فكر، در فكر قله هاي برفي البرز كه هميشه از پنجره به من خيره بودند. پيش خودم گفتم اين كه مي گويند جهان بي مرز مي شود، چه حرف مزخرفي است. مگر نه اينكه مرزها پابرجاست و من تهامي نژاد كه در ايران براي خودم كسي بودم، اينجا هيچ چيز نيستم؟ حس كردم صدايي از آن سوي مرزها مرا مي خواند. مثل فيلم آواي وحش جك لندن كه يك صداي نامرئي گرگ را به سوي خودش مي خواند. جرقه بازگشت من به ايران از همين جا زده شد؛ سال 1372. اواخر دهه 30 بعد از عضويت در گروه هاي مختلف تئاتر و نمايش و تروپ هاي آن زمان و آموزش و تمرين با گروه والي زاده قرار شد اولين كار حرفه اي را با يك نمايش به نام ابومسلم خراساني اجرا كنيم كه نقش من احتياج به گريم داشت. آن زمان بيژن محتشم هم شاگرد گريمور بود و قرار بود اولين گريم حرفه اي خود را در نمايش شروع كند كه آن گريم هم روي من اجرا شد. اگر از خاطرات دوران كودكي او سوال شود، مي گويد من اولين گريم حرفه اي خود را روي ابوالحسن تهامي انجام دادم. ۵۰ سال گويندگي آنونس در معرفي فيلم هايش چنان با حرارت حرف مي زند كه ويرتان مي گيرد حتما فيلم را ببينيد، همان كاري كه در جديدترين كارش نابودگر۳ و البته قديمي ترين كارش بن هور انجام داده: ببينيد آن سان كه نديده ايد يا اينكه اين فيلم را هم به عجايب هفتگانه اضافه كنيد يا جدالي كه غرب وحشي هرگز فراموش نخواهد كرد و در آخر هم آماده باشيد براي ديدن اين فيلم جذاب. تهامي نژاد اين اواخر در ميان برنامه ليگ برتر به نمايندگي از يك شركت لوازم خانگي شما را دعوت به ديدن برنامه مي كند و بعد از پايان برنامه هم با اميدواري به رضايت، ساعات خوشي را براي شما آرزو مي كند. درباره او مي گويند: انگار نه انگار نزديك به 50 سال است كه گويندگي آنونس و دوبله انجام مي دهد. لامصب صدايش اصلا تكان نخورده! بهترين دوبله من اين اتفاق در سراسر گفت وگو بارها و بارها پيش آمد. صداي او ذهن را مي كشاند و مي برد به دنياي تصاوير. هر كلمه و هر عبارت وقتي از حنجره او مي گذشت انگار تبديل مي شد به چند تصوير سينمايي. لااقل براي من اين طور بود. توي استوديو قرن بيست و يكم، وسط مصاحبه غرق شنيدن حرف هاي او بودم، از 50 سال كار طاقت فرساي دوبله و هجوم تصاوير. فاصله به فاصله برش هاي كوتاهي از فيلم ها به تلنگر هر لحن و حالت كلامي مي آمدند و مي رفتند. السيد، بن هور، رومئو و ژوليت، چه كسي از ويرجينيا ولف مي ترسد، اين گروه خشن و ... اما او گاهي وقت ها نام فيلم يا هنرپيشه اي را كه به جايش حرف زده بود فراموش مي كرد. 50 سال كار دوبله، 50 سال صدا و لحن، 50 سال كار مدام در حال و هواي ديالوگ هاي فيلم آنقدر زور و ضرب دارد كه بتواند بخش هايي از خاطرات را دست كم در حافظه دور به زير سايه ببرد و عجالتا پنهان كند. اين جور وقت ها يك دوست مي تواند كمك خوبي به حساب بيايد. او از دوست و يار جدانشدني اش، چنگيز جليلوند سوال مي كرد. دراين بين اما بن هور استثنا بود. كار به يادماندني ابوالحسن تهامي نژاد كه او هنوز لحظه لحظه اش را در ذهن دارد
__________________
فروش 310 فیلم ایرانی از سال 1351 تا 1387 در 19 عدد dvd فقط 12000 هزار تومان
فروش ارشیو موسیقی به صورت در خواستی متال و راک هم صوتی هم کنسرت و کارهای ایرانی فروش سریال کره ای جومانگ16dvd و جواهری در قصر یانگوم15dvd با زیر نویس فارسی با کیفیت dvd سریال های Lost - Alias - 24 - PrisonBreak - Heroes برای فروش موجود است با کیفیتdvd و دو زیر نویس فارسی و انگیلسی فروش فیلم های قدیمی در 120 dvd هر حلقه 400 تومان مجموعه پک فول البوم های ایرانی فقط 10 هزار تومان |
|
|
|
|
#17 (permalink) |
|
Elite
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
موقعیت: جهنم
ارسالها: 8,390
تشکر: 1,425
2,295 تشکر در 1,638 ارسال
حالت من:
|
پرویز بهرام ![]() نام و نام خانوادگی : پرویز بهرام- متولد:1312- محل تولد:بابل- تحصیلات: کارشناس حقوق قضائی او فعالیت خود را از سال 1328 یعنی زمان شروع کار دوبله در ایران آغاز نمود . او یکی از کسانی است که در پایه ریزی دوبله ایران نقش به سزایی داشته است .<O آثار برجسته ای از او بر جای مانده که برخی از آنها حقیقتاً تا نسل ها در ذهن شنوندگان صدای اوباقی خواهد ماند ، هم چون گویندگی در نقش "ژان وال ژان" در سریال" بینوایان" ، گویندگی به جای نقش "آنتونی" (با بازی جیمز مِیسون) در فیلم سینمایی "آنتونی کلوپاترا" ، گویندگی نقش "اُتلو" در فیلمی به همین نام (با بازی "سِر گِی باندارچُک" ) ، گویندگی به جای بازیگر مشهور "لارنس الویه" در فیلم "هانری هشتم" ، گویندگی در فیلم "مادام بوآری" اثر معروف "گوستاو فلوبر" ، گویندگی نقش ناپلئون ، به جای بازیگر معروف " هربرت لوم" در فیلم "جنگ و صلح" اثر نویسنده معروف تولستوی ، به کارگردانی "کینگ ویدور" و گویندگی به جای بازیگر معروف ،"اُرسون وِلز" در فیلم "مرد سوم"و بسیاری آثار ارزنده دیگر که ما از ذکر تمامی آنها عاجزیم. او همزمان با گویندگان بزرگی چون هوشنگ لطیف پور ،ایرج دوستدار، فریدون ثقفی ، مهین معاون زاده ، فهیمه راستگار ، مهین دیهیم و تاجی احمدی ،گویندگی را شروع کرداولین فیلمی که او در گویندگی آن شرکت داشت ، فیلم ایتالیایی "هنرپیشه" بود. یکی از برجسته ترین فیلم هایی که در همان اوایل، مدیریت دوبلاژ آن را بر عهده گرفت ، فیلم برجسته "ابله"( اثر نویسنده معروف داستایوفسکی")است . او در گویندگی و مدیریت دوبلاژ فیلم های مستند نیز بسیار زبردست است و فیلم مستند "جاده ابریشم" با صدای او ماندگار شده است. او مدیریت دوبلاژ فیلم ها و سریالهای داستانی بسیاری را نیز بر عهده داشته است ؛ از جمله فیلم مطرح "مهر هفتم" اثر "اینگمار برگمان" که در سال 1341 در استودیو گلستان توسط او دوبله شد و همینط |