اگر اين نخستين بازديد شماست شما بايد پيش از ارسال و يا مشاهده مطالب ثبت نام
كنيد.
|
|||||||
| ثبت نام و عضویت در انجمنها | New Thread | Forum Rules | راهنمایی | لیست اعضا | تقویم | جستجو | موضوعات امروز | علامت بفرم خوانده شده |
|
|
#1 (permalink) |
|
کاربر دائمی
![]() تاریخ عضویت: Saturday 29 March
ارسالها: 57
تشکر: 0
1 تشکر در 1 ارسال
|
دفاعیات مسعود شصت چی + مرد هزار چهره سانسور شد من اشتباهیم...چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من بی دفاعم. من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی منو میشناخت، نه کسی بنده رو میدید. نه ثروت مند بودم ونه هیچ چیز دیگر. همه ی سهم من از زندگی کار کردن در زیرزمین اداره ی بایگانی بود، لای پرونده ها. من ساده بودم. من همه چیز رو باور میکردم. من با هیچ کس مخالفت نمیکردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم. من نمیخواستم به بانک برم، من نمیتونستم طبابت بكنم، من نمیتونستم سرهنگ باشم، من نمیخواستم شعر بگم. من مقاومت کردم تا حد توانم، اما توانم کم بود. بنده ضعیف بودم. برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران. و من به همه احترام میگذاشتم، من به همه احترام میگذاشتم و من شروع کردم به بازی کردن، شروع کردم به سرگرم شدن و بعضی وقتها یادم رفت که کجام و همه ی اینهایی که میگند مال من نیست، حق من نیست و من اشتباهیم... تقصیر من بود، تقصیر دیگران هم بود. اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم بر نداشتم. من هیچ چیزی رو توی جیبم نذاشتم، من از سهم کسی نزدم. من فقط اشتباهی بودم. خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم، خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم. من فقط اشتباهیم. چه دفاعی از خودم بکنم؟ من بی دفاعم. حالا من مانده ام و تقاص این همه اشتباه دیگران و بازیگوشی خودم. جناب قاضی من از هیچکس توقعی ندارم... خدایا تو منو ببخش... ![]() اینم به برای دوستان گلی که از سانسور شدن مرد هزار چهره مطلب میخواستن. از برنانیوز: مرد هزار چهره سانسور شد در حالیکه قبل از تحویل سال نو، تهییه کننده و عوامل سریال "مرد هزار جهره" از ۱۵ قسمتی بودن این مجموعه طنز خبر داده بودند، این مجموعه سیزدهم فروردین با یک پایان بندی عجولانه به پایان رسید. به گزارش باشگاه جواني خبرگزاري برنا، سريال "مرد هزار چهره" که امسال با طنزي انتقادي و حسابشده در صدر مجموعه هاي طنز و پرمخاطب طنز توليدي شبکه هاي مختلف سيما قرار گرفت، با سانسور پخش مواجه شد. بنا بر اين گزارش برخي شواهد حاکي از حذف قسمت هايي از سريال مرد هزار چهره به کارگرداني مهران مديري است که در طول ايام عيد از شبکه سوم سيما پخش مي شد و با انتقاداتي وارد به مجموعه مديريت در کشور، نکات قابل تاملي را در حوزه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، انتظامي و حقوقي مطرح کرد. بنابر گزارش برنا، تهيهكننده مجموعه مرد هزار چهره در گفتگو با خبرگزاري ها و پيش از آغاز سال 1387 در مورد اين مجموعه گفته بود: اين سريال تلويزيوني كه در 15 قسمت 45 دقيقه اي براي پخش در ايام نوروز از شبكه 3 سيما تهيه شده است. همچنين در گزارش پيش از نوروز همشهري آنلاين نيز درباره اين مجموعه طنز با اشاره به بازي مهران مديري در بيش از 10 نقش متفاوت در اين مجموعه آمده بود: خمسه در اين مجموعه نقش رئيس باند مافيا با نام «قداره بنديان» _ که بعدها به قزاقه منديان - را برعهده دارد. شخصيتي كه در قسمتهاي "دوازدهم تا چهاردهم" در مجموعه حضور خواهد داشت. بنا بر گزارش برنا، همه اين موارد و برخي موارد ديگر که در زمان پخش شاهد آن بوديم؛ مانند کاهش زمان پخش برخي قسمتها به 35 دقيقه و همچنين تکرار بيش از حد قسمت هاي قبل در قسمت هاي جديد، اين شائبه را در ميان افکار عمومي ايجاد شده است که اين مجموعه بنا بر دلايلي از جمله برخي انتقادات، کوتاه شده و در 13 قسمت پخش شد. مضاف بر اينکه در تيتراژ اين مجموعه نام افرادي چون محمدرضا حسينيان و اکبر قدمي ديده مي شد که هرگز در سريال از آنها اثري ديده نشد. هنوز بازتابي از سوي مديران شبکه سوم و همچنين عوامل توليد اين مجموعه نسبت به اين تغييرات و حذفيات در رسانه ها منتشر نشده است. شايان ذکر است طنز موجود در مجموعه "مرد هزار چهره" که توسط تيمي از نويسندگان زبده طنز در کشور به سرپرستي پيمان قاسم خاني به نگارش در آمده بود، طنزي فاخر، انتقادي و بدور از لودگي هاي مرسوم در برخي مجموعه هاي طنز توليدي در تلويزيون بود |
|
|
|
|
#2 (permalink) |
|
کاربر دائمی
![]() تاریخ عضویت: Saturday 29 March
ارسالها: 57
تشکر: 0
1 تشکر در 1 ارسال
|
سناريو و فضاي داستان، متن ديالوگها و سوابق و شخصيت مهران مديري و نويسندگان مجموعه طنز «مرد هزار چهره»، از پيامهاي سياسي آشكار اين مجموعه تلويزيوني حكايت دارد.
![]() همچنين مجموعه «باغ مظفر» كه در سال 85 پخش شد، با سفارش و بودجه وزارت نفت، ضمن تأكيد بر صرفهجويي سوخت، زمينه رواني سهميهبندي بنزين در سال 86 را پديد آورد. به نظر ميرسد، مجموعه «مرد هزار چهره»، بيش از آنكه به نقد شخص يا گروه خاصي بپردازد، به پديدههاي منفي و زمينههاي اجتماعي، جامعهشناختي و روانشناختي توجه ميكند كه زمينهساز اين پديدههاست. سريال همچنين تأكيد ميكند، برخي چهرهها كه با جعل عنوان و بدون توانايي، مسئوليتها يا شغلهاي مهمي را اشغال ميكنند، الزاما افراد «بدذاتي» نيستند و سوءنيت هم ندارند، بلكه جهل و اشتباه گرفتن مردم در كنار تعريف و تمجيدهاي اغراقآميز و غيرواقعي، منجر به تثبيت آنان در مكانهايي ميشود كه شايستگي آن را ندارند. براي نمونه، روايت داستانهاي عجيب و غريب درباره سرهنگ غفاري كه افراطيترين نوع آنها توسط سرباز وظيفه 48 ماه خدمتي بيان ميشود، باعث ميشود كه شصتچي، سرانجام در پست رياست كلانتري به چهرهاي واقعا خشن تبديل شود. با اين حال، نويسنده تأكيد ميكند كه وي واقعا ميخواسته «محله را خوب كند» و تنها روش آن را بلد نبوده و از همين روي، دهها نفر از مردم محل را كه تمثيلي از كل جامعه است، اسير ميكند و به بازداشتگاه ميفرستد و حتي پس از آنكه به اشتباه خود واقف ميشود، بر آن اصرار ميورزد؛ حتي اگر «نفت بازداشتگاه تمام شود و نان به همه نرسد». مجموعه «مرد هزار چهره» به درستي معتقد است: كساني كه جامعه را با «دروغ» به انحطاط ميكشانند، لزوما افراد فاسدي نيستند، بلكه برخي نقاط ضعف و عقدههاي رواني معمولي حتي ميتواند يك جوان سادهدل و سالم شهرستاني را به بازي با جان و مال و عرض و آبروي مردم بكشاند، چرا كه «خوشش ميآيد از او تعريف كنند و او را دكتر خطاب كنند»، «از رسيدن به قدرت خشنود ميشود»، «استعداد خوبي در جوگير شدن دارد»، «از كودكي آرزوي زدن آژير خودرو پليس را داشته» و بالاخره به تجملات و «سوشي و خاويار در صبحانه» علاقه دارد و از ترس مرگ، حتي حاضر است نامزد خود را وانهاده با ديگري ازدواج كند. البته اين افراد بايد از برخي ويژگيها چون توان «دروغگويي» بهرهمند باشند. اين سريال سيزده قسمتي تلاش كرده با برگزيدن چهار حوزه پزشكان و متخصصان، نيروي انتظامي و قدرتمندان حكومتي، شعرا، هنرمندان و روشنفكران و سرانجام مافيا و انتقاد از تمام آنها، به نوعي ايجاد تعادل پايبند باشد. با اين حال، به غير از حوزه چهارم كه به دليل اغراق بيش از اندازه، چندان براي مخاطب واقعنمايي نميكند، در حوزه اول و دوم (پزشكان و پليسها) ضمن نقد جدي به آنها، معدود افراد دانا و متعهدي را نيز نشان ميدهد كه چون پزشك معاون بيمارستان و يا سروان رشيدي تلاش ميكنند روند را تغيير داده و با روشهاي خود چون نظامپزشكي و بازرسي كل، دروغگو را رسوا كنند. با اين حال گويا به اعتقاد سازندگان مجموعه، در حوزه هنرمندان آن معدود شخصيت مثبت هم وجود ندارند و همه روشنفكران اهل منقل و وافور و توهم و خيال نشان داده شدند. انتقاد از مدركگرايي در خانوادهاي كه همه دكتر بودند و نقض حقوق شهروندي و شيوههاي اعترافگيري، اینکه در جامعه تمام کارهای خشن و خلاف قانون با نام های زیبا و داخل پرانتز فرهنگی انجام می شود نیز از ديگر سوژههاي اين مجموعه بود و نشان داد وقتي افراد ناتوان به رياست برسند، نيروهاي كارآمد چون سروان رشيدي به بازداشتگاه ميروند و نيروهاي ناكارآمد چون سرباز 48 ماه خدمت، ارتقاي درجه گرفته و همهكاره ميشوند. مجموعه طنز شبكه سوم سيما در بخش آخر نيز بر پيام اصلي خود تأكيد كرد و پس از به ريشخند گرفتن برخي مصاحبههاي بيربط صداوسيما و چهرهسازيهاي افراطي مطبوعات از افرادي چون «مرد هزار چهره»، نشان داد كه تمام مردم و زيانديدگان از جرايم امثال «مسعود شصتچي» شريك جرم او در «اشغال نابجاي پستها و مسئوليتها و مشاغل حساس» و ضربه زدن به خودشان به شمار ميروند و از همين روي، به رغم متناسب بودن مجازاتي چون اعدام براي او، خود نيز به دليل شراكت در جرم، راضي به مجازات وي نميشوند، هرچند توان اين كارمند ساده ثبت احوال شيراز در سوار شدن بر احساسات مردم نيز در رهايي بخشيدن وي از مجازات اعدام بيتأثير نبود کسانی که سریال «مرد هزار چهره»ی مهران مدیری به دقت دیدند، حتما به نکتهی عجیب پی بردهاند: نمایش مجدد تکههایی از قسمت قبل که با تغییر نام خانوادگی جناب قزاقه مندیان (فرهنگ) به قزاقه مندیان همراه بود. دستکم در ۳ صحنه از فیلم، کلمهی «فرهنگ» حذف یا به عبارت بهتر «سانسور» شده بود! قصد ندارم در این تایپیک به دلیل سانسور کلمهی فرهنگ بپردازم چون علاوه بر اینکه هر چه اندیشیدم، دلیلی برای آن نیافتم، دوستان دیگر هم به حد کافی به این موضوع پرداختهاند و هر کسی از ظن خود به دلیلی اشاره کرده است. چه اینکه برخی دوستان دلیل این سانسور را شباهت قزاقه مندیان (فرهنگ) به هاشمی رفسنجانی (بهرمانی) دانستهاند! اما به نظر حقیر آنچه در این میان کمترین اهمیت را دارد، همین چرایی سانسور کلمهی «فرهنگ» است! آیا بهتر نیست که به «چرا سانسور ؟» فکر کنیم و جوابی برای آن بیابیم؟! چرا چنین موضوع بیارزشی -که اگر این سانسور وجود نداشت، تاکنون فراموش شده و به چنین موضوع حساس و فراگیری تبدیل نمیشد- آن هم در یک نمایش طنز نباید از دست سانسورچیهای رسانهی ملی در امان بماند؟! آیا شما -به عنوان یک مخاطب تلویزیون- این سانسور و نمونههای مشابه فراوان آن را اهانت به خود تلقی نمیکنید؟! مدت زیادی از پخش سریال «ساعت شنی» نمیگذرد. فیلمی که چندین قسمت آن دچار سانسور شد و قبل از آن هم «میوهی ممنوعه» دچار همین درد شد. جالب اینکه هم «میوهی ممنوعه»، هم «ساعت شنی» و هم «مرد هزار چهره» سریالهایی هستند که به سفارش خود صدا و سیما تهیه و تولید شدهاند! اگر چه با رفتن لاریجانی از صدا و سیما، نسیم تازهای وزیدن گرفت و فضای این رسانه تا حدی آزادتر از گذشته شد ولی به نظر میرسد هنوز هم جریانهایی در این رسانه هستند که در مقابل تغییر و تحولات مقاومت مینمایند. شاید این، تنها دلیل قابل تصور برای سانسور فیلمهایی باشد که توسط خود صدا و سیما ساخته میشوند! امروز درد ما سانسور کلمهی «فرهنگ» در مرد هزار چهره نیست، بلکه فراگیر شدن فرهنگ «سانسور» توسط مردان هزار چهره است. «سانسور فرهنگ» یا «فرهنگ سانسور»؟ ![]() آخرین ویرایش توسط نابغه در تاریخ Sunday 6 April انجام شده است. |
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
مدير ارشد
![]() تاریخ عضویت: Thursday 1 January
ارسالها: 766
تشکر: 530
335 تشکر در 171 ارسال
حالت من:
|
آره درسته.مهران مديري در بيش از 10 نقش متفاوت بازي ميكنه توي اين سريال كه فقط سه تاي اون رو نشون ميدند.ضمن اينكه خيلي از قسمتهايي كه به هنگام تبليغ قبل از سال نو پخش شد سانسور شد.
يك سوال به نقل از يكي از سايت هاي خبري؟ سانسور فرهنگ؟ يا فرهنگ سانسور؟ نظر شما چيه؟ فقط خواهشن بحث رو سياسي نكنيد. |
|
|